ادعاث

[اَ] (ع اِ) جِ دِعث.


ادعاص

[اِ] (ع مص) کشتن. || کشتن گرما. (تاج المصادر بیهقی): ادعصه الحر؛ کشت او را گرما.


ادعاص

[اَ] (ع اِ) جِ دِعص، بمعنی ریگ تودهء گرد و پشتهء ریگ مجتمع و پشتهء خرد از ریگ.


ادعاق

[اِ] (ع مص) نوعی از دویدن. || پاشنه زدن اسب را تا شتاب رود.


ادعا کار

[اِدْ دِ] (ص مرکب) پرمدعا.


ادعا کردن

[اِدْ دِ کَ دَ] (مص مرکب)دعوی کردن. مدعی بودن. مزیتی برای خود قائل بودن. رجوع به ادعاء شود. || مطالبه کردن.


ادعام

[اِدْ دِ] (ع مص) تکیه کردن بر دِعامه. (تاج المصادر بیهقی). یا عام است. و دعامه ستون خانه و چوبی که بر آن وادیج انگور و مانند آن نهند. (آنندراج). تکیه کردن بر ستون. ستون برنهادن. بر چیزی تکیه کردن. (زوزنی).


ادعانامه

[اِدْ دِ مَ / مِ] (اِ مرکب)(1) نوشته ای از طرف مدعی العموم مبنی بر اتهام کسی.
(1) - Le requisitoire.


ادعب

[اَ عَ] (ع ص) گول. احمق.


ادعج

[اَ عَ] (ع ص) سیاه. || رجل ادعج؛ مرد سیاه چشم. سیاه چشم سخت سیاه. (مهذب الاسماء). آنک سیاههء چشمش سخت سیاه بود. (تاج المصادر بیهقی). || سیاه گونه.


ادعد

[اَ عُ] (ع اِ) جِ دَعْد.


ادعر

[اَ عَ] (ع ص) زند ادعر؛ آتش زنه که آتش ندهد.


ادعم

[اَ عَ] (ع ص) اسبی که در سینه یا در سر سینهء آن سپیدی بود.


ادعنکار

[اِ عِ] (ع مص) ناگاه پیش آمدن. مؤلف تاج العروس گوید: ادعنکر؛ اَهمله الجوهری و قال ابن درید یقال ادعنکر علیهم بالفحش؛ اذا اندرأ بالسوء. قال :
قد ادعنکرت بالفحش و السوء و الاذی
أمیتها ادعنکار سیل علی عمرو.
- ادعنکار بفحش؛ ناگاه ببدی پیش آمدن.
- ادعنکار سیل؛ ناگاه پیش آمدن توجبه.


ادعوه

[اُ عُوْ وَ] (ع اِ) چیستان. لغز.


ادعی

[اَ عا] (ع ن تف) خواننده تر.


ادعیاء

[اَ] (ع ص، اِ) جِ دَعیّ. پسرخواندگان: و ماجعل ادعیاءکم ابناءکم. (قرآن 33/4). || آنانکه در نسب خود متهم باشند. پسرانی که اولادالزّناء باشند. (آنندراج).


ادعیه

[اَ یَ] (ع اِ) جِ دُعاء. یای تحتانی کلمه را مشدّد خواندن خطاست. (غیاث) (آنندراج): ادعیهء خیریه.
- ادعیهء مأثوره؛ دعاهائی که هر خلف از سلف خود روایت کند. (تعریفات جرجانی). دعاهائی که از رسول صلی الله علیه و آله و سلم منقولست. (غیاث).
- علم الادعیه والاوراد؛ و هو علم یبحث...


ادعیه

[اُ عی یَ] (ع اِ) ادعوه. اغلوطه. بَردَکی. (ربنجنی). بَردَکی. (مهذب الاسماء). برد. بردک. (مهذب الاسماء). لغز. احجیه. چیستان. ج، اداعیّ.


ادغار

[اِدْ دِ] (ع مص) اِتِّغار. اِثغار. دندان شیر ریختن کودک. || دندان برآوردن.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید