اخی محمد

[اَ مُ حَمْ مَ] (اِخ) دهستانی. شیخ رکن الدین قدس سره فرموده است که در شب پنجشنبه سی ونهم اربعین در غیبت دیدم که جماعتی مسافران رسیدند و در میان ایشان جوانی بود که حق تعالی را به او نظری از عنایت است. و او را بمن حواله کرده است...


اخیمعص

[ ] (اِخ) (برادر غضب) پسر و جانشین صادوق که گویا در سلطنت سلیمان کاهن بزرگ بود. وی در زمان سلطنت داود، داود را از مشورت دشمن ابی شالوم مطلع ساخت و هم داود را از کشته شدن و مغلوب گشتن ابشالوم مستحضر گردانید. (قاموس کتاب مقدس).


اخیملک

[اَ مَ] (اِخ) (برادر پادشاه) دو تن این نام داشتند: نخست پسر اخیطوب و برادر احیاه که پس از او کاهن بزرگ شد. دوم ظاهراً همان ابی یاثار باشد. (قاموس کتاب مقدس).


اخی ناپلار

[اَ پَ] (اِخ) از قراء نور مازندران. رجوع به سفرنامهء رابینو ص110 شود.


اخینوس

[اَ] (از یونانی، اِ) اخیروس است. (تحفهء حکیم مؤمن). گندم خودرو باشد و بعضی گویند نباتی است که در نزدیک آبهای روان و ایستاده روید. ثمر وی دراز و سیاه و کوچک باشد و آنرا در داروهای چشم و داروهای گوش بکار برند نافع باشد. (برهان قاطع). اخیروس و خرونیه...


اخینوعم

[] (اِخ) (برادر توفیق) دو تن این نام داشتند: نخست دختر اخیمعص و زوجهء شاؤل (کتاب اول سموئیل 14:50)، دوم زنی یزرعیلی زوجهء داود و مادر امنون (کتاب اول سموئیل 25:43 و 37:3) که بتوسط عمالقه در جنگ صقلع اسیر شد (کتاب اول سموئیل 30:5)، اما داود ویرا رهائی داده...


اخیولی

[اَ] (اِخ) قصبه ای از قضاهای لوای اسلمیه در ولایت ادرنه از روم ایلی، واقع بر کنار خلیج برغوس بحر اسود و آن 27 ساعت از ادرنه و 15 ساعت از اسلمیه مسافت دارد. عدد سکنهء آن بالغ بر 5000 تن است و در آن مرکز تلگراف است و این...


اخیون

[اَخْ] (از یونانی، اِ)(1) رأس الافعی خوانند و آن نباتی است مشابه به رأس الافعی و بیخ آن از انگشت باریکتر بود و برنگ سیاه بود و خوردن آن گزیدگی جانوران را نافع بود و اگر پیش از گزیدگی بیاشامند اگر بگزد هیچ مضرت به وی نرسد و اگر بیخ...


اخیه

[اَ خی یَ] (ع اِ) آخیه. میخ آخور. آریّ. طنابی یا تیری که از دو سوی بر جائی استوار کنند و رسن ستور بر آن بندند. چوبی کج یا رسنی یا دوالی باشد که هر دو طرف آن در دیوار یا در کوه یا در زمین نیک فروبرده شود و...


اخیه

[اَ یَ] (ع اِ) آخیه. میخ آخور. آری. طنابی یا تیری که از دو سوی بر جائی استوار کنند و رسن ستور بر آن بندند. ج، اواخی. (مهذب الاسماء). || جِ اَخی (اصطلاح فتوت).


اخی یو

[ ] (اِخ) (برادروار) پسر ابی ناداب که از خانهء پدر در پیش صندوق خداوند افتاده باورشلیم رفت و بدین طریق از غضب برادر خود غرّاه نجات یافت. (کتاب دوم سموئیل 6:3 و اول تواریخ ایام 13:7) (قاموس کتاب مقدس).


اخی یوسف

[اَ سُ] (اِخ) یکی از علمای دورهء سلطان بایزیدخان ثانی است. اصل وی از توقاد است و در مدارس بروسه و ادرنه و بعض مدرسه های در سعادت تدریس میکرده است و او را بر شرح الوقایهء صدرالشریعه حاشیه ایست و نیز کتابی بنام هدایه المهتدین دارد. وی نزدیک خانهء...


اد

[ـَدْ] (ضمیر) ـَد. در آخر صورت مفرد امر آید و افادهء مفرد مغایب حال و استقبال کند: رود، کند، آید، شود.


اد

[اِ] (اِخ)(1) شهریست به هلند دارای سی هزار تن سکنه.
(1) - Ede.


اد

[اُ] (اِخ) خواهر آبکار پادشاه ارمنستان. رجوع به ایران باستان ص2602 شود.


اد

[اُ] (اِخ)(1) ژان. کشیش فرانسوی متولد به ری(2) (1601 - 1680م.). وی مؤسس جمعیت ادیست ها(3) و برادر مزری(4) مورخ بود.
(1) - Eudes (st. Jean).
(2) - Ry.
(3) - Eudistes.
(4) - Mezeray.


اد

[اَدد] (ع مص) آواز گردانیدن شتر در جوف. باندرون بازگردانیدن شتر ماده آواز خود را. ناله گردانیدن شتر. (تاج المصادر بیهقی). || نالیدن. (زوزنی). نالیدن شتر از جدائی بچه. || دراز کشیدن امری. || سیر کردن در زمین. || رسیدن بلا کسی را. کسی را بلائی رسیدن. (تاج المصادر بیهقی).


اد

[اَدد / اِدد] (ع ص، اِ) کار دشوار و منکر. کار سخت و زشت. (منتهی الارب): لقد جئتم شیئاً اِدّاً. (قرآن 19/89)؛ ای منکراً. || عجب. عجیب. شگفت. (آنندراج). شگفتی. (مهذب الاسماء). || کار شنیع. (آنندراج). || حادثهء زمانه. بلا. (آنندراج). بلای عظیم. (منتهی الارب). سختی. (مهذب الاسماء). روز بد....


اد

[اُدد] (اِخ) ابن اُدَد. پدر عدنان یکی از اجداد رسول صلی الله علیه و آله است. (مجمل التواریخ والقصص ص228).


اد

[اُدد] (اِخ) ابن طابخه بن الیاس بن مضر. نام پدر قبیله ایست از یمن. (تاج العروس) (منتهی الارب). و رجوع به انساب سمعانی ص9 س 16 شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید