اخدود

[اُ] (اِخ) (اصحاب...) مردمی که مؤمنین به پیغامبری را در اخدودی پرآتش کرده سوخته اند. مؤلف قاموس الاعلام آرد: قومی هستند بنجران یمن، کعب ذونواس یکی از ملوک یمن آنان را به دین یهود دعوت کرد و ایشان از قبول آن دین تن زدند و در زبان عرب کلمهء اخدود...


اخدور

[اُ] (ع اِ) پرده برای دختران در گوشهء خانه. خِدْر.


اخده

[اَ خِدْ دَ] (ع اِ) جِ خَدّ.


اخذ

[اَ] (ع مص) اتخاذ. قبض. گرفتن. (غیاث). ستدن. فراگرفتن. (تاج المصادر بیهقی). فاگرفتن. (زوزنی). بازگرفتن. || واجب کردن. || در بدی انداختن و کشتن و بستن و گرفتار کردن کسی را. || اسیر کردن. || بکیفر و پاداش خود رسیدن. || بازداشتن. منع. || دزدیدن و شرح آن در فصل...


اخذ

[اِ] (ع اِ) سیرت. روش. رفتار. || خوی. عادت. طبیعت. || داغی که بر پهلوی شتر کنند هنگام خوف بیماری. || مانند. همسر.


اخذ

[اَ خِ] (ع ص) مرد رَمَدرسیده. آشفته چشم. چشم بهم خورده. بدرد چشم دچارشده.


اخذ

[اُ خُ] (ع اِ) آشوب چشم. (منتهی الارب). بهم خوردگی چشم.


اخذ

[اُ خُ] (ع اِ) جِ اِخاذ. ججِ اِخاذَه.


اخذ

[اِ] (ع اِمص) گیرائی. (منتهی الارب). || (مص) داغ کردن پهلوی شتر از خوف بیماری آن.


اخذ

[اَ خَ] (ع مص) تخمه پیدا کردن از پر خوردن شیر. ناگوارد شدن شترکره از شیر. ناگواری شتربچه از شیر. || دیوانه شدن اشتر. || مبتلا شدن مرد به آشوب چشم یعنی درد چشم و رمد.


اخذاء

[اِ] (ع مص) خوار و رام کردن. (تاج المصادر بیهقی). مطیع کردن آدمی و رام کردن چاروا.


اخذاء

[اُ خَ] (ع ص، اِ) جِ اخیذ.


اخذال

[اِ] (ع مص) اخذال ولد وحشیه؛ یافتن مادر خود را بریده از خود. قال اللیث: اخذل ولدالوحشیه امّه؛ معناه وجد امّه تخذله. (تاج العروس). || اخذال ظبیه؛ مقیم گردیدن آهو به تفقد بچه.


اخذام

[اِ] (ع مص) اقرار کردن بخواری. || آرام گردیدن. || مُسکر گردیدن شراب.


اخذ کردن

[اَ کَ دَ] (مص مرکب) اخذ. گرفتن. ستدن. فاگرفتن. قبض کردن. || یافتن. دریافتن. درک کردن. فراگرفتن. || اخذ کردن از؛ برداشت کردن.


اخذل

[اَ ذَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خَذْل و خِذلان. خاذل تر. مخذول تر.


اخذ و عمل

[اَ ذُ عَ مَ] (اِ مرکب، از اتباع)در تداول عامّه، فوائد نامشروع پیاپی از چیزی یا از کسی.


اخذه

[اُ ذَ] (ع اِ) افسون. جادوئی. سحر. کار بغایت نازک و باریک که مانند سحر باشد. || مُهرهء افسون که بدان زنان عرب مردان را از زنان دیگر بند کنند. || اخذه النّار؛ زمان اندک بعد از غروب آفتاب و قولهم: بادر بزندک اخذه النار؛ شتاب کن بگیرائی آتش با...


اخذه

[اَ ذَ] (ع اِ) (اصطلاح طب) جمود. شخوص. این هر سه نام بیماری ایست که ناگاه حس و حرکت مردم فروگرفته شود چنانکه اگر بر پای باشد یا نشسته یا خفته یا اندر کاری باشد چون این علت پدید آید هم بر آن شکل بماند خشک، و اگر بیدار باشد...


اخذی

[اَ ذا] (ع ص) سست گوش. (مهذب الاسماء) (زوزنی). گاوگوش. (دستوراللغه). مؤنث: خَذْواء.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید