احمد
[اَ مَ] (اِخ) (افندی) نسیم. شاعر حزب الوطنی. او راست: دیوان احمد نسیم دو جزء. طبع مطبعه الاصلاح بسال 1326ه . ق. /1908م. و وطنیات احمد نسیم و آن شامل مقالاتی است که در جریده اللواء و الصاعقه و مصر الفتاه و غیر آن منتشر شده بود، در دو جزء،...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نصرالدوله. رجوع به احمدبن مروان و نصرالدوله ابونصر شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نصره الدین. رجوع به احمدبن یوسف شاه الب ارغون... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نصیبی. رجوع به احمدبن مبارک نصیبی و روضات ص84 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نطاحه. رجوع به احمدبن اسماعیل نطاحه شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام الدین. رجوع به احمدبن داود... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام الدین (امیر...). رجوع به احمد سهیلی (شیخ...) شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام الدین. رجوع به احمد طبسی... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام الدین. رجوع به احمد گیلانی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام الدین. رجوع به احمد مهیلی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) (سید...) نظام الدین. مؤلف حبیب السیر آرد (ج2 ص221): میرزا محمد [ بن بایسنقر ] مقرون بعز و ناز بشیراز درآمد و از اشراف آن ولایت سید نظام الدین احمد را بنابر استدعاء میرزا عبدالله باصطخر فرستاد.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) (سلطان سید...) نظام الدین بن امیر خاوندشاه. مؤلف حبیب السیر آرد (ج2 ص268): [ از سوی بدیع الزمان میرزا تیموری در استرآباد ] مهم صدارت و پیشوائی جمهور ارباب عمایم بدستور معهود بسید نظام الدین سلطان احمدبن امیر خاوندشاه مفوض گشت.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) (سیدی...) نظام الدین (امیر...). مؤلف حبیب السیر آرد (ج2 ص393): امیر نظام الدین سیدی احمد و سید میرک، دو جوان پسندیده خصال حمیده فعال اند بکمال صلاح و تقوی موصوف و بصفت علم و فطانت معروف، پدر بزرگوار ایشان امیر خصال الدین محمد است برادر اعیانی حضرت...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام الدین (امیر...). رجوع به احمدبن علی (امیر...) فارسی برلاس شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام الدین بن ابراهیم بن سلام اللهبن عمادالدین مسعودبن صدرالدین محمد بن غیاث الدین منصور شیرازی حسنی ملقب بسلطان الحکما و سیدالعلماء. او در ایران شهرت عظیم و مکانتی بزرگ داشت. وی را مؤلفات بسیار است از آن جمله اثبات واجب در سه نسخه کبیر و صغیر...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام الدین بن امیر خاوندشاه. رجوع به احمد (سلطان سید...) نظام الدین... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) (امیر...) نظام الدین بن فیروزشاه بن ارغونشاه. پس از فوت جلال الدین فیروزشاه از امرای متنفذ شاهرخ بن تیمور، منصب او به پسر ارشدش امیر نظام الدین احمد مفوض گردید. رجوع بحبط ج2 ص206، 207، 223، 228، 251، 258 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام الدین (خواجه...) ابن مولانا نظام الدین شیخ محمود، خواهرزادهء خواجه شمس الدین محمد بن خواجه سیدی احمد شیرازی بود. میرزا بدیع الزمان تیموری او را از مرتبهء وزارت بدرجهء امارت رسانید و زمام اختیار امور ملکی و مالی را بکف کفایت او نهاد. رجوع بحبط ج2...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام شاه. مشهور به احمد اول مؤسس سلسلهء نظامشاهیان در هند (896 تا 914 ه . ق.). وی احمدنگر را پی افکند و سلسلهء او بیش از صد سال (896 تا 1004 ه . ق.) حکم راندند. و بدست امپراطوران مغول منقرض شدند.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نظام گیلانی. رجوع به احمدبن محمد ملقب بشهاب الدین... شود.
