احمد
[اَ مَ] (اِخ) (بک) نظیم (1311 ه . ق.) ناظر مدرسهء خدیویه. او راست: التحفه البهیه فی اصول الهندسه. طبع بولاق بسال 1306 ه . ق./1892م. و تحفه الطلاب فی علم الحساب. طبع مصر بسال 1310ه . ق./ 1897م. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نقادی. رجوع به احمدبن صالح... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نُوَنْدی. از مردم دروازهء نُوند مَحَله ای بسمرقند. محدث است.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نهاوندی. رجوع به احمدبن حسین بن احمدبن زنبیل نهاوندی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نهرجوری. شاعر عروضی مکنی به أبواحد. او را در عروض تصانیفی است و وی بدانش عروض عارف و حاذق است و در آن علم در مرتبت ابوالحسن عروضی و عمرانی و امثال آنان است معهذا در شعر از طبقهء متوسط باشد و از اهل بصره است. یاقوت...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) نیشابوری. رجوع به احمدبن محمد بن ابراهیم ثعلبی... و روضات الجنات ص68 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) واسطی. رجوع به احمدبن ابراهیم بن عبدالرحمان... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) وفقی. رجوع به احمدبن رمضان شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ولی الدّین. رجوع به احمدبن عبدالرّحیم... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ولی الدّین. رجوع به احمد ابوزرعه بن زین الدین... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) هادی بن نظام الدین مقصودی. او راست: الاستفتاح فی القواعد الصرفیه العربیه طبع قازان بسال 1898 م. والاستکمال فی القواعد النحویه طبع قازان بسال 1896. و دروس شفاهیه فی الصرف والنحو طبع قازان بسال 1901. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) هبه الله جبرانی نحوی مقری. از مردم جِبرین و ابن نقطه آنرا بفتح گفته، و آن دهی است بناحیهء غزاز، و این نسبت بر غیر قیاس است. رجوع به منتهی الارب چ ایران ج1 ص154 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) هروی. رجوع به احمدبن محمد بن محمد عبدی فاشانی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) هزاراسپی. یازدهمین اتابک هزاراسپی لرستان (از حدود 780 تا 815 ه . ق.). رجوع به نصره الدین احمد... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) هکاری. رجوع به ابن خلکان و روضات الجنات ص87 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) الهلالی. او راست: شرح علی خطبه مختصر الخلیل. و در هامش آن شرح الزرقانی بر شرح اللقانی بر الخطبه [ فقه مالک ] و آن در فاس بسال 1309 ه . ق. به چاپ رسیده است. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) همدانی. رجوع به احمدبن حسین بن یحیی بن سعید... بدیع الزمان و روضات ص66 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) همدانی. رجوع به احمدبن محمد بن سعید... و ابن عقده و روضات ص58 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) یحیی بن سلیمان بن عاشق پاشا (درویش...). او راست: تاریخ آل عثمان.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) یحیی منیری ملقب به شرف الدین. رجوع به یحیی منیری... شود.
