هاشم
[شِ] (اِخ) ابن فَلیته بن قاسم بن محمد بن جعفر. از شرفای مکه که در سال 52 ه . ق. به جای پدرش به حکومت مکه و مدینه رسید و در مکه اقامت کرد. در سال 539 ه . ق. جنگی بین او و امیرالحاج عراقی روی داد و یاران...
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن القاسم. از رواه است. عبدالرحمن بن جوزی، داستانی از قول وی دربارهء عمر بن عبدالعزیز آورده است. رجوع به سیره عمر بن عبدالعزیز ص288 شود.
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن القاسم بن مسلم بن مقسم اللیثی البغدادی. از محدثین فقه بود. اصل خاندانش از خراسان و خود در 134 ه . ق. در بغداد به دنیا آمد و همانجا پرورش یافت. مردم بغداد به وجودش افتخار میکردند. وی چهارهزار حدیث در بغداد نوشت. در سال 207 ه...
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن قاسم بن مهنا الاعرج. از شرفای مدینه که در نیمهء اول قرن سوم هجری مدتی در آن شهر حکومت رانده است. (حبیب السیر چ خیام ج2 ص601).
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن محمد. از محدثین کثیرالروایه است. وی مردی فاضل و ثقه بود. از اوست: کتاب «مصباح الانوار فی مناقب امام الابرار» که در آن از شاذان بن جبرئیل القمی روایت کرده است. (روضات الجنات ص767).
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن محمد الربعی. محدث است و از حمادبن زید روایت کرده. العقیلی، سند حدیث وی را پیوسته ندانسته. ابن حبان به ثقه بودنش گواهی داده و گفته است که یحیی بن عثمان بن صالح از او روایت کرده است. (لسان المیزان ج6 ص184).
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن مغیره بن عبدالله بن عمر بن مخزوم، ملقب به ذوالرحمین. عم ابوجهل است. و بنابه روایتی وی پدر مادر عمر بن خطاب دومین خلیفه از خلفای راشدین بود. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج1 ص465 و عقدالفرید ج5 ص24 و ج6 ص108 و ج8 ص163 شود.
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن هلال الدمشقی، مکنی به ابوعقیل. رجوع به ابوعقیل هاشم... شود.
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن یحیی بن احمد، مشهور به شامی یمنی. از نسل امام هادی یحیی بن الحسین الحسنی العلوی. فقیه و از بزرگان زیدیه و ادبای ایشان بود. در سال 1087 ه . ق. در جده به دنیا آمد و در صنعاء پرورش یافت. مدتی قضاء صنعاء به وی واگذار...
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن یحیی الجرمی. محدث است و از ابودعیل روایت کرده. (لسان المیزان ج6 ص184).
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن یزیدبن عبدالملک بن مروان بن الحکم. از فرزندان یزیدبن عبدالملک خلیفهء اموی. (عقدالفرید ج5 ص205).
هاشم
[شِ] (اِخ) ابن یقین. محدث است.
هاشم
[شِ] (اِخ) عنوان بن عثمان الزبیدی الشامی، مکنی به ابوالبر. رجوع به ابوالبر، هاشم... شود.
هاشم
[شِ] (اِخ) لَبیبه از زنان ادیب، اهل لبنان که به سال 1882 م. در بیروت به دنیا آمد و از شاگردان ابراهیم الیازجی است و مجله «فتاالشرق» را تأسیس و منتشر کرد. (اعلام المنجد).
هاشم
[شِ] (اِخ) (سید...) نجفی. از علماء و زهاد و فقهای شیعه است. وی دربارهء شیخ جعفر نجفی صاحب کتاب کشف الغطاء گفته است: هر کس که بخواهد صورت مردم بهشت را ببیند، باید در صورت شیخ جعفر نجفی نگاه کند. (روضات الجنات ص152).
هاشم
[شِ] (اِخ) ولید، مکنی به ابوطالب. رجوع به ابوطالب هاشم شود.
هاشم آباد
[شِ] (اِخ) از قراء جنوبی حومهء تهران. (جغرافیای سیاسی کیهان ص350). دهی است جزء دهستان بهنام عرب بخش ورامین شهرستان تهران، واقع در 7000 گزی جنوب خاور ورامین، کنار راه آهن و ایستگاه پیشوا. ناحیه ای است جلگه ای و معتدل. دارای 361 تن سکنهء فارسی زبان است. آب آن...
هاشم آباد
[شِ] (اِخ) دهی است جزء دهستان یاطری بخش گرمسار شهرستان دماوند، واقع در 7000 گزی خاور گرمسار و 3000 گزی راه شوسهء سمنان به تهران. ناحیه ای است جلگه ای و معتدل. دارای 110 تن سکنهء فارسی زبان است. از حبله رود مشروب میشود. محصول آنجا پنبه، بنشن، انار و...
هاشم آباد
[شِ] (اِخ) دهی است از دهستان سدن رستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان، واقع در 9 هزارگزی شمال باختری گرگان، کنار راه شوسه. دشت، معتدل، مرطوب، مالاریایی و دارای 175 تن سکنهء فارسی زبان است. آب آن از قنات و محصولاتش غلات و برنج است. اهالی به شغل زراعت و گله...
هاشم آباد
[شِ] (اِخ) دهی است از دهستان مرگور بخش سلوانای شهرستان ارومیّه، واقع در 18 هزارگزی جنوب خاور سلوانا و 1500 گزی باختر راه ارابه رو زیوه به ارومیّه. در دامنه قرار گرفته و هوایش معتدل است. منطقه ای است مالاریائی و دارای 309 تن سکنهء کردی زبان میباشد. آب آن...
