هارپ
(فرانسوی، اِ)(1) نام ساز سه گوشه ای که تارهای آن در طول نامساویند و با دو دست نواخته میشود. هارپ را مصریان قدیم و عبرانیان و اقوام دیگر به حالت بسیار ناقص و ابتدائی میشناختند و به کار میبردند. بنابر افسانه ها داود پیغامبر به همراهی این ساز آواز میخوانده. در نقش های باستانی مصر و ایران پیش از اسلام (دورهء ساسانیان) این ساز دیده میشود. و در آثار شعرای ما از آن سخن بسیار رفته است، چنانکه از نقش ها و تاریخ های موسیقی برمی آید این ساز مورد توجه زنان بوده و گویا ظاهر ظریف و شاعرانهء آن آنان را میفریفته است. در دوره های کهن 4 سیم داشته که بتدریج رو به افزایش نهاده است. «هارپ» به صورتی که امروز در موسیقی علمی معمول است، یعنی «هارپ» مدل «ارار»، در قرن نوزدهم میلادی بوسیلهء «سباستین ارار»(2)فرانسوی تکمیل شد و در ارکستر راه یافت. هارپ «ارار» 47 سیم دارد و در حال طبیعی در گام «دو بمل» بزرگ(3) میباشد. پایهء آن را 7 رکاب (پدال)(4) احاطه کرده است که هر یک مخصوص یکی از نت های هفتگانه است و در زیر هر کدام دو حفره قرار دارد که روی هم تعبیه شده. هر یک از رکابها (پدال) بنابر اینکه آن را در حفرهء اول یا دوم قرار دهیم و یا به حال اصلی خود بگذاریم، به سه حالت مختلف می تواند درآید. چون یک حفره پائین تر می آید سیم آن کشیده شده و صدای آن بفاصلهء نیم پرده زیرتر میگردد و به همین ترتیب چون در حفرهء دیگر قرار گیرد صدایی از آن هارپ برمیخیزد که از صدای پدال حفرهء اول نیم پرده زیرتر است. نقش «پدال مربوط به سیم» «ر» در شکل زیر هویداست:
دوO
ر بملO حالت اصلی
رO حفرهء اول
ر دیزO حفرهء دوم
میO
اگر یکی از پدالها را به حفرهء اول پایین بیاوریم و در جای خود ثابت نگاه داریم، مثلا اگر این کار را با پدال «فا» بمل انجام دهیم سیم فابمل از طول کوتاه و صدایش نیم پرده زیرتر میشود. بدین معنی که فابمل - یا بهتر بگوییم فاهای بمل - به «فا» طبیعی یا «بکار» مبدل میشود و بدین ترتیب گام سل بمل بزرگ را به دست می آوریم. بعد از آن اگر پدال دوبمل رادر حفرهء اول قرار دهیم، گام «ر» بمل بزرگ را خواهیم داشت. بدین طریق با پایین آوردن پدالها در حفرهء اول به ترتیب گام «لا» بمل، «می» بمل، «سی» بمل، فا و بعد دو بزرگ را به دست خواهیم آورد. با داشتن گام دو بزرگ اگر نظری به پدالها بیفکنیم آنها را در حفرهء اول ثابت خواهیم دید. حال اگر به پدال «فا - بکار» برگردیم و آن را در حفرهء دوم ثابت کنیم سیم «فا» نیم پرده باز کوتاهتر می شود و تمام سیم های «فا» به «فا دیز» مبدل میشود و گام سل بزرگ را به دست خواهیم آورد. هرگاه 6 پدال دیگر را به ترتیب به همین منوال در حفرهء دوم قرار دهیم گام های ر، لا، می، سی، فا و «دو دیز» را به دست می آوریم... پدالهای هارپ پیش از قرن نوزدهم میلادی به وجود نیامده بود، از این رو نوازندهء هارپ قدرت و وسیلهء فنی بسیار محدودی داشت و به پیانوزنی می ماند که فقط مضراب های سفید را در اختیار داشته باشد... با توجه به آنچه گذشت، اگر آهنگسازی بخواهد اثری برای هارپ بنویسد ناگزیر است که به نکات زیرتوجه کند: گام کروماتیک اص با هارپ ناسازگار است و میتوان گفت که برای این ساز ممنوع میباشد مگر در یک حالت بسیار آهسته، زیرا هر نوت کروماتیک به عوض کردن یک پدال احتیاج دارد... در گام کوچک، بواسطهء عوض کردن پدالها در درجات 6 و 7 گام خالی از اشکال نیست و خلاصه تغییرات مقام (مودولاسیون) سریع بخصوص در گام هایی که خیلی از هم دورند بسیار مشکل است، زیرا عوض کردن پدالها وقت میگیرد و به علاوه در هر دفعه با هر پا یک پدال را بیشتر نمی توان عوض کرد. نکتهء قابل ملاحظه ای که آهنگسازان باید در نظر داشته باشند دانستن نام پدالهای مخصوص پای راست و پای چپ است: پدالهای می، فا، سل، لا زیر پای راست و پدالهای سی، دو، «ر» زیر پای چپ قرار دارد. گام هایی که برای هارپ بسیار مناسب و خوش صداست گام های بمل دار میباشد، چون سیم ها به حال طبیعی و بلندی کامل خود میباشد. گام های بزرگ سهل ترین گام هایی است که میتوان به کار برد، چون این ساز با گام بزرگ کوک میشود. آکورهای متوافق(5)، آریژه (سازشهای شکسته)، گام های دیاتونیک، اکتاو «گلیساندو»(6) را به روی هارپ سلیس و استادانه میتوان اجرا کرد. به علت کم بودن فاصله بین سیم ها، به همان سهولتی که اکتاو را روی پیانو میگیریم فاصلهء دهم را روی هارپ می توانیم بگیریم. اما در آکور فقط باید 4 نت را برای هر دست در نظر گرفت، چون با انگشت پنجم کار نمی کنیم. «تریل»ها(7) و نت های تکرار شده هم چندان نتیجهء خوبی نمی دهند. هارپ مثل همهء سازهای زهی دارای نت های آرمونیک قابل توجهی است. با فشار دادن کف دست به روی سیم ها و با لمس کردن سیم مورد نظر نت آرمونیک را میتوان به گوش رسانید. اگر با سیم هایی که وسط هارپ قرار گرفته این کار را انجام دهیم، دست راست فقط میتواند یک نت آرمونیک را اجرا کند، در حالی که دست چپ 2 و گاهی 3 نوت را میتواند اجرا کند. با در نظر گرفتن این نکات باید گفت هارپ از لحاظ حدود و وسعت فنی با پیانو چندان اختلافی ندارد. از آثاری که برای هارپ نوشته شده بعضی از آنها برای پیانو هم قابل اجراست. عکس این مورد نیز صحیح است، مثلاً «ارابسک» و «دختر سپیدموی» از «دوبوسی»، «پرلود»ها و بسیاری از آثار دیگر باخ با اندک تغییراتی برای هارپ ترتیب داده شده است. از میان آهنگسازانی که برای هارپ آثاری نوشته اند «موزار» (کنسرتو برای فلوت و هارپ)، «هاسلمان»، «پیرنه»، «دوبوسی» و «رادل» را میتوان نام برد.(8) (از مجلهء موسیقی، شمارهء 5، دورهء سوم، دی 1335 ه . ش. صص62-65).
(1) - Harpe.
(2) - S.erard.
(3) - D'ut bemol majeur. .
(فرانسوی)
(4) - Pedale .
(فرانسوی)
(5) - Plaque
(6) - Glissando. .
(فرانسوی)
(7) - Trilles (8) - بدون تردید شکارچیان بدین نکته پی برده بودند زهی که برای پرتاب تیر به کمان بسته شده است، اگر با انگشت کشیده شود، صدای دلنشینی از آن برمیخیزد. شاید هم روزی یکی از این شکارچیان به خود گفته باشد «یک زه که چنین صوت خوشی سر دهد شک نیست که چند زه اصوات دلنشین تری به گوش خواهد رساند...». (مجلهء موسیقی، شمارهء 23، دورهء سوم، خرداد 1337 ه . ش. ص52).
دوO
ر بملO حالت اصلی
رO حفرهء اول
ر دیزO حفرهء دوم
میO
اگر یکی از پدالها را به حفرهء اول پایین بیاوریم و در جای خود ثابت نگاه داریم، مثلا اگر این کار را با پدال «فا» بمل انجام دهیم سیم فابمل از طول کوتاه و صدایش نیم پرده زیرتر میشود. بدین معنی که فابمل - یا بهتر بگوییم فاهای بمل - به «فا» طبیعی یا «بکار» مبدل میشود و بدین ترتیب گام سل بمل بزرگ را به دست می آوریم. بعد از آن اگر پدال دوبمل رادر حفرهء اول قرار دهیم، گام «ر» بمل بزرگ را خواهیم داشت. بدین طریق با پایین آوردن پدالها در حفرهء اول به ترتیب گام «لا» بمل، «می» بمل، «سی» بمل، فا و بعد دو بزرگ را به دست خواهیم آورد. با داشتن گام دو بزرگ اگر نظری به پدالها بیفکنیم آنها را در حفرهء اول ثابت خواهیم دید. حال اگر به پدال «فا - بکار» برگردیم و آن را در حفرهء دوم ثابت کنیم سیم «فا» نیم پرده باز کوتاهتر می شود و تمام سیم های «فا» به «فا دیز» مبدل میشود و گام سل بزرگ را به دست خواهیم آورد. هرگاه 6 پدال دیگر را به ترتیب به همین منوال در حفرهء دوم قرار دهیم گام های ر، لا، می، سی، فا و «دو دیز» را به دست می آوریم... پدالهای هارپ پیش از قرن نوزدهم میلادی به وجود نیامده بود، از این رو نوازندهء هارپ قدرت و وسیلهء فنی بسیار محدودی داشت و به پیانوزنی می ماند که فقط مضراب های سفید را در اختیار داشته باشد... با توجه به آنچه گذشت، اگر آهنگسازی بخواهد اثری برای هارپ بنویسد ناگزیر است که به نکات زیرتوجه کند: گام کروماتیک اص با هارپ ناسازگار است و میتوان گفت که برای این ساز ممنوع میباشد مگر در یک حالت بسیار آهسته، زیرا هر نوت کروماتیک به عوض کردن یک پدال احتیاج دارد... در گام کوچک، بواسطهء عوض کردن پدالها در درجات 6 و 7 گام خالی از اشکال نیست و خلاصه تغییرات مقام (مودولاسیون) سریع بخصوص در گام هایی که خیلی از هم دورند بسیار مشکل است، زیرا عوض کردن پدالها وقت میگیرد و به علاوه در هر دفعه با هر پا یک پدال را بیشتر نمی توان عوض کرد. نکتهء قابل ملاحظه ای که آهنگسازان باید در نظر داشته باشند دانستن نام پدالهای مخصوص پای راست و پای چپ است: پدالهای می، فا، سل، لا زیر پای راست و پدالهای سی، دو، «ر» زیر پای چپ قرار دارد. گام هایی که برای هارپ بسیار مناسب و خوش صداست گام های بمل دار میباشد، چون سیم ها به حال طبیعی و بلندی کامل خود میباشد. گام های بزرگ سهل ترین گام هایی است که میتوان به کار برد، چون این ساز با گام بزرگ کوک میشود. آکورهای متوافق(5)، آریژه (سازشهای شکسته)، گام های دیاتونیک، اکتاو «گلیساندو»(6) را به روی هارپ سلیس و استادانه میتوان اجرا کرد. به علت کم بودن فاصله بین سیم ها، به همان سهولتی که اکتاو را روی پیانو میگیریم فاصلهء دهم را روی هارپ می توانیم بگیریم. اما در آکور فقط باید 4 نت را برای هر دست در نظر گرفت، چون با انگشت پنجم کار نمی کنیم. «تریل»ها(7) و نت های تکرار شده هم چندان نتیجهء خوبی نمی دهند. هارپ مثل همهء سازهای زهی دارای نت های آرمونیک قابل توجهی است. با فشار دادن کف دست به روی سیم ها و با لمس کردن سیم مورد نظر نت آرمونیک را میتوان به گوش رسانید. اگر با سیم هایی که وسط هارپ قرار گرفته این کار را انجام دهیم، دست راست فقط میتواند یک نت آرمونیک را اجرا کند، در حالی که دست چپ 2 و گاهی 3 نوت را میتواند اجرا کند. با در نظر گرفتن این نکات باید گفت هارپ از لحاظ حدود و وسعت فنی با پیانو چندان اختلافی ندارد. از آثاری که برای هارپ نوشته شده بعضی از آنها برای پیانو هم قابل اجراست. عکس این مورد نیز صحیح است، مثلاً «ارابسک» و «دختر سپیدموی» از «دوبوسی»، «پرلود»ها و بسیاری از آثار دیگر باخ با اندک تغییراتی برای هارپ ترتیب داده شده است. از میان آهنگسازانی که برای هارپ آثاری نوشته اند «موزار» (کنسرتو برای فلوت و هارپ)، «هاسلمان»، «پیرنه»، «دوبوسی» و «رادل» را میتوان نام برد.(8) (از مجلهء موسیقی، شمارهء 5، دورهء سوم، دی 1335 ه . ش. صص62-65).
(1) - Harpe.
(2) - S.erard.
(3) - D'ut bemol majeur. .
(فرانسوی)
(4) - Pedale .
(فرانسوی)
(5) - Plaque
(6) - Glissando. .
(فرانسوی)
(7) - Trilles (8) - بدون تردید شکارچیان بدین نکته پی برده بودند زهی که برای پرتاب تیر به کمان بسته شده است، اگر با انگشت کشیده شود، صدای دلنشینی از آن برمیخیزد. شاید هم روزی یکی از این شکارچیان به خود گفته باشد «یک زه که چنین صوت خوشی سر دهد شک نیست که چند زه اصوات دلنشین تری به گوش خواهد رساند...». (مجلهء موسیقی، شمارهء 23، دورهء سوم، خرداد 1337 ه . ش. ص52).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
