نهب

[نَ]( 1) (ع اِ) غنیمت (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (متن اللغه) (اقرب الموارد ||) هرچه به غارت آورده شود (منتهی الارب) آنچه به غارت بیارند (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد) غارتی منهوب (یادداشت مؤلف) ج، نهاب، نهوب || غارت (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) (متن اللغه) سلب (متن...


نهب

[] (اِخ) دهی است از دهستان افشاریهء بخش آوج شهرستان قزوین در 45 هزارگزی شمال شرقی آوج و در جلگهء سردسیری واقع است و 298 تن سکنه دارد آبش از رودخانهء خررود، محصولش غلات و کشمکش و بادام، شغل اهالی زراعت و قالی و جاجیم ( بافی است (از فرهنگ...


نهبان

[نَ] (اِخ) به صیغهء تثنیه، نام دو کوه است در تهامه (از منتهی الارب) و آن مشتمل است بر نهب الاعلی و نهب الاسفل رجوع به معجم البلدان شود.


نهبانیدن

[نُ دَ] (مص) زیبا ساختن و جمیل و صاحب حسن کردن (ناظم الاطباء).


نهبت

[نُ بَ] (ع اِ) نهبه رجوع به نُهبَه شود || تقسیم دایرهء منطقه البروج به نُه قسمت و هر یک از آن قسمت ها را به یکی از ستاره های آن منسوب کردن (ناظم الاطباء)؟ رجوع به نه بهر شود || بسیار بزرگ و کلان و بیرون از اندازه (ناظم...


نه بر

[نُهْ بَ] (ص مرکب، اِ مرکب) ذوتسعه اضلاع (یادداشت مؤلف) نه ضلعی.


نه برجای

[نَ بَ] (ص مرکب) نابرجای (فرهنگ خطی) نابجا بی جا : نه برجای هر کار ناسازوار بود چون پلی ز آن سوی جویباراسدی.


نهبره

[نَ بَ رَ] (ع ص) زن دراز لاغر یا مشرف بر هلاک (منتهی الارب) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد).


نهبره

[نُ بُ رَ] (ع اِ) جای هلاک (منتهی الارب) مهلکه نهبور نهبوره (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) ج، نهابر، نهابیر || زمین بلند (منتهی الارب) آن قسمت از زمین که اشراف دارد نهبور نهبوره (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) ج، نهابر، نهابیر || کوه ریگ یا مغاک میان...


نهبل

1) [نَ بَ] (ع ص) مرد پیر (مهذب الاسماء) شیخ مسن (از متن اللغه) مسن (اقرب الموارد) شیخ نهبل؛ پیر کلانسال (منتهی ) الارب) تأنیث آن نهبله است (از اقرب الموارد) ( 1) - قال و فی الترمدی فی حدیث الدجال: فیطرحهم بالنهبل، و هو تصحیف، و الصواب بالمیم، یعنی...


نهبله

[نَ بَ لَ] (ع ص، اِ) زن سالخورده (از متن اللغه) تأنیث نهبل است به معنی زن پیر کلانسال رجوع به نهبل شود || شتر مادهء سطبر (منتهی الارب) الناقه الضخمه (متن اللغه) (اقرب الموارد ||) رفتاری با گرانباری (منتهی الارب) مشی با ثقل و سنگینی (از متن اللغه) (از...


نهبندان

[نِ بَ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش شوسف شهرستان بیرجند که در جنوب خاوری بخش واقع و حد فاصل بین بلوچستان و سیستان در حاشیهء کویر لوط واقع است این دهستان بواسطهء خشکی و کمی آب از حیث ارزاق همیشه احتیاج به کمک خارجی دارد و در تمام وسعت...


نهبندان

[نِ بَ] (اِخ) قصبهء مرکز دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند است در 35 هزارگزی جنوب شوسف و 7 هزارگزی غرب راه مشهد به زاهدان در جلگهء گرمسیری واقع است و 3097 تن سکنه دارد آبش از قنات محصول عمده اش غلات و پنبه و ( شغل اهالی زراعت و...


نهبور

[نُ] (ع اِ) نهبوره نهبره (متن اللغه) (اقرب الموارد) رجوع به نُهبُرَه شود.


نهبوره

[نُ رَ] (ع اِ) نهبور نهبره (متن اللغه) (اقرب الموارد) رجوع به نُهبُرَه شود.


نهبوغ

[نُ] (ع اِ) دونی کشتی ای است دریائی دراز تیزرو، آن را دونیچ نیز گویند معرب دونی (از منتهی الارب) سفینهء طویل تندرو و سبک سیر از سفاین بحری، آن را بدان جهت نهبوغ گویند که شباهت دارد به پرنده ای به همین نام (از متن اللغه ||) نام مرغی...


نهبه

[نَ / نُ بَ]( 1) (ع اِمص) غارت (منتهی الارب) غارتگری (ناظم الاطباء) اسم است از نهب (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) نهبی نهیبی (اقرب الموارد (||) اِ) هرچه به غارت بیارند (مهذب الاسماء) غارت کرده (دستورالاخوان) اسم است منهوب را (از اقرب الموارد) نهبی نهیبی (متن اللغه) (اقرب...


نهبه

[نَ بَ / نُ بَ] (ع اِمص) غارت (غیاث اللغات) نهبه رجوع به نهبه شود - نهبه کردن؛ غارت کردن تاراج کردن : می رود با تو که یابد عقبه ای که تواند کردت آنجا نهبه ایمولوی || دریافت ادراک فهم (ناظم الاطباء).


نه بهر

[نُهْ بَ] (اِ مرکب) نه یک بروج در علم احکام نجوم، و به هندی آن را نوبهر گویند (یادداشت مؤلف از مفاتیح العلوم) در اصطلاح احکامیان تقسیم هر برج است به نه قسمت و دادن هر یک از آن قسمت ها را به کوکبی از کواکب (یادداشت مؤلف) رجوع به...


نهبهره

[نَ بَ رِ] (ص، ق) زیاده از حد و بیرون از اندازه (ناظم الاطباء)؟.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید