نوژه

بدین « نوزه » [ژَ / ژِ] (اِ) گریبان جامه (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج) (ناظم الاطباء) یقه (ناظم الاطباء) در فرهنگ رشیدی معنی آمده است (از حاشیهء برهان قاطع چ معین).


نوژیدن

[دَ] (مص) غریدن رود و سیل و مانند آنها (یادداشت مؤلف) رجوع به نوژان شود.


نوس

(اِ) قوس قزح (لغت فرس اسدی)( 1)(صحاح الفرس) (اوبهی) (ناظم الاطباء) آژفنداک (ناظم الاطباء) نوسه (فرهنگ فارسی معین) : از باد روی خوید چو آب است موج موج وز نوس پشت ابر چو چرخ است رنگ رنگ( 2) خسروانی (از لغت فرس||) تقلید حرف زدن و گفتگوی شخصی را کردن...


نوس

[نَ] (ع مص) جنبیدن (دهار) (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) جنبیدن پیرایه و گیسو و جز آن (از منتهی الارب) (آنندراج) نوسان (از اقرب الموارد) رجوع به نوسان شود || راندن شتر را (از تاج المصادر بیهقی) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد||) فروهشتن گیسوها را از پشت (از ناظم الاطباء).


نوساخت

[نَ / نُو] (ن مف مرکب)نوساخته شده تازه ساز نوساز.


نو ساختن

[نَ / نُو تَ] (مص مرکب) تازه بنا کردن || تعمیر کردن (فرهنگ فارسی معین ||) تجدید کردن تازه کردن : از ایدر به پوزش برِ شاه رو چو بینی ورا بندگی ساز نوفردوسی.


نوساخته

[نَ / نُو تَ / تِ] (ن مف مرکب)نوساخت نوساز جدیدالبناء || نورسیده تازه به دوران رسیده : علی چه کرده بود که بایست با وی چنین رود من روی کار بدیدم این قوم نوساخته نخواهند گذاشت که از پدریان یک تن بماند (تاریخ بیهقی).


نوساز

[نَ / نُو] (ن مف مرکب) نوساخت جدیدالبناء (|| نف مرکب) نوسازنده آنکه چیزی را تجدید و تعمیر کند (فرهنگ فارسی معین).


نوسازی

[نَ / نُو] (حامص مرکب) بنای نو (ناظم الاطباء) نو ساختن || مرمت تعمیر (ناظم الاطباء) تجدید بنا کردن دوباره ساختن.


نوسال

[نَ / نُو] (اِ مرکب) سال نو داغدیدگانی عید یا سال نو بعد از مرگ کسی (یادداشت مؤلف).


نوساله

5/ [نَ لَ] (اِخ) دهی است از دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز، در 21 هزارگزی جنوب شرقی بستان آباد و 1 هزارگزی جادهء میانه به تبریز، در جلگهء سردسیری واقع است و 169 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و یونجه، ( شغل مردمش زراعت و...


نوسان

[نَ وَ] (ع مص) جنبیدن پیرایه و گیسو و جز آن (از منتهی الارب) تذبذب و حرکت کردن چیزی متوالیاً (از اقرب الموارد) (از لسان العرب) نَوس (اقرب الموارد) ساکن و ایستاده از سوئی به سوئی جنبیدن، چون حرکت کشتی ساکن و ایستاده در دریا از جانبی به جانبی ||...


نوسانی

[نَ وَ] (ص نسبی) منسوب به نوسان -حرکت نوسانی؛ جنبش چیزی در جای خود.


نوسپاس

[نَ / نُو سِ] (ص مرکب)ناسپاس (ناظم الاطباء) (تفسیر کمبریج چ متینی) حق ناشناس کفور (تفسیر کمبریج) :ان الانسان لکفور؛ هست آدمی نادان که خدای را نشناسد نوسپاس و ناخستون به آیت هائی که آن راهنمای است به توحید او (تفسیر کمبریج چ بنیاد فرهنگ ایران ج 1 ص 172...


نوسپاسی

[نَ / نُو سِ پا] (حامص مرکب)ناسپاسی کفران حق ناشناسی : پاداش دادیم مر ایشان را به کفر و نوسپاسی ایشان (تفسیر کمبریج چ متینی ج 1 ص 588 ) به کافر شدن شما به خدای تعالی نوسپاسی شما نعمتهای خدای را تعالی (تفسیر کمبریج ج 1 ص 649 )...


نوستن

[نَ وِ تَ] (مص) نالیدن و زاریدن (ناظم الاطباء) رجوع به نوسته شود.


نوستن

[نُ وِ تَ] (مص) نوشتن (ناظم الاطباء) رجوع به نوشتن و نبشتن شود.


نوسته

[تَ / تِ / نَ وَ تَ / تِ]( 1) (اِ) صدای گریه که در گلو پیچد (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) گریه در گلو و فریاد، و ظاهراً تصحیف نیوشه است (از رشیدی) نیوشه هم به این معنی ظاهراً مصحف شنوشه = سنوسه = اشنوسه است، چنانکه به اقرب احتمال...


نوسخن

[نَ / نُو سُ خَ / خُ] (ص مرکب)طفلی که تازه به گفتار درآمده باشد (آنندراج) : شد مرغ به عاشقی نواساز چون کودک نوسخن هم آواز فیاضی (از آنندراج ||) که سخنان بدیع و نادر گوید که در سخن مبتکر و مبدع است رجوع به نوسخنی شود.


نوسخنی

[نَ / نُو سُ خَ / خُ] (حامص مرکب) نوسخن بودن نادره گوئی تازه گوئی نوآوری ابتکار و ابداع در سخنوری : با همه نادری و نوسخنی برنتابیم روی از آن کهنینظامی.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید