نوروز عجم
[نَ / نُو زِ عَ جَ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) شعبه ای است از موسیقی قدیم مناسب با حسینی که در راست پنجگاه نواخته شود (فرهنگ فارسی معین) شعبه ای است از مقام رهاوی، از ششمین نغمه است و سه بانگ دارد (بهجت الروح ص 141 ) : رهاوی شد...
نوروز عرب
[نَ / نُو زِ عَ رَ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) شعبه ای است از رهاوی (غیاث اللغات) (آنندراج) نغمه ای است که در همایون و راست پنجگاه نواخته می شود (فرهنگ فارسی معین) شعبه ای است از مقام رهاوی، از اولین نغمه است و 2 بانگ دارد (بهجت الروح (...
نوروزعلی بیگ
[نَ عَ بَ] (اِخ) از شاعران قرن یازدهم هجری و از ایل شاملو و زرگرباشی عباسقلی خان حکمران هرات بوده است و او راست: غافل مشو که طبع سخن پیشه شیشه است مضمون پری و خلوت اندیشه شیشه است دست تهی به دامن عشرت نمی رسد گر خنده بی (...
نوروزعلی بیگ لو
[نَ عَ بَ] (اِخ) نام یکی از ایلات اطراف اجارود آذربایجان است که در سبلان مسکن دارد رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 107 شود.
نوروز کردن
[نَ / نُو کَ دَ] (مص مرکب)به نوروز جشن گرفتن جشن نوروزی برپا کردن : چون ایوان مداین تمام گشت نوروز کرد و رسم جشن به جا آورد چنانکه آئین ایشان بود اما کبیسه نکرد (نوروزنامه) و این دیه را هر پانزده روز بازار است و چون بازار آخرین (...
نوروز کشاورزان
[نَ / نُو زِ کِ وَ](ترکیب وصفی، اِ مرکب) نرشخی نویسد: و این دیهه را هر پانزده روز بازار است و چون بازار آخرین سال باشد بیست روز بازار کنند و بیست ویکم روز، نوروز کنند و آن را نوروز کشاورزان گویند و کشاورزان بخارا از آن حساب نگاه دارند...
نوروز کوچک
[نَ / نُو زِ چَ / چِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) در موسیقی، نوروز خردک (فرهنگ فارسی معین) رجوع به نوروز خردک شود.
نوروز کیقبادی
[نَ / نُو زِ کَ / کِ قُ](ترکیب وصفی، اِ مرکب) در موسیقی، نوروز بزرگ (فرهنگ فارسی معین) رجوع به نوروز بزرگ شود : دستانهای چنگش سبزه یْ بهار باشد نوروز کیقبادی وآزادوار باشدمنوچهری.
نوروزلو
[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه، در 59 هزارگزی جنوب مراغه و 4 هزارگزی مغرب جادهء میاندوآب به شاهیندژ، در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 244 تن سکنه دارد آبش از قوری چای، محصولش غلات و چغندر و ( نخود، شغل مردمش زراعت و...
نوروزلو
[نَ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ص 533 شود.
نوروزماه
[نَ / نُو] (اِ مرکب) فروردین حمل نوروزمه : آمد نوروزماه با گل سوری به هم بادهء سوری بگیر بر گل سوری بچم منوچهری نیز رجوع به نوروزمه شود || در تداول مازندرانیان، ماه اسفندارمذ (یادداشت مؤلف).
نوروز معتضد
[نَ / نُو زِ مُ تَ ضِ](ترکیب وصفی، اِ مرکب) روز اول خردادماه بود (یادداشت مؤلف از تاریخ قم ص 146 ) پس نوروز بنهاد [ معتضدبالله ] که آن را در تقاویم نیروز معتضد نویسند تا عادت نوروز و افتتاح خراج آن روز کنند (مجمل التواریخ).
نوروز مغان
[نَ / نُو زِ مُ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) رجوع به نوروز کشاورزان شود.
نوروزمه
[نَ / نُو مَهْ] (اِ مرکب) نوروزماه فروردین حمل (یادداشت مؤلف) : چون دید ماهیان زمستان که در سفر نوروزمه بماند قریب مهی چهارمنوچهری رجوع به نوروزماه شود.
نوروزی
[نَ / نُو] (ص نسبی، اِ مرکب)منسوب به نوروز (ناظم الاطباء) مربوط به جشن نوروز یا ایام نوروز (فرهنگ فارسی معین) : در این فرخنده فروردین و خرم جشن نوروزی نصیب خسرو عادل سعادت باد و پیروزی فرخی آمدت نوروز و آمد جشن نوروزی فراز کامکارا کار گیتی تازه از...
نوروزی
[نَ] (اِخ) نام یکی از طوایف هفت لنگ بختیاری است که در مال امیرسوسن سکنی دارند رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 74 شود.
نوروزی
[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش صفی آباد شهرستان سبزوار، در 22 هزارگزی مشرق صفی آباد و 4 هزارگزی مغرب جادهء سلطان آباد به صفی آباد، در منطقهء کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 538 تن سکنه دارد آبش از قنات، محصولش ( غلات و بنشن و زیره...
نوروزی
[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان شهرکهنهء بخش حومهء شهرستان قوچان، در 8 هزارگزی جنوب غربی قوچان و 7 هزارگزی جنوب جادهء قوچان به شیروان، در جلگهء سردسیری واقع است و 432 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و انگور، شغل ( مردمش زراعت و مالداری است (از...
نوروزیه
[نَ / نُو زی یَ / زی یِ] (ص نسبی، اِ مرکب) انعام و بخششی که در روز نوروزی می دهند (ناظم الاطباء) نوروزی رجوع به نوروزی شود.
نوروله
[نَ لِ] (اِخ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان، در 14 هزارگزی شمال غرب کوزران و 3 هزارگزی مغرب راه کوزران به ثلاث در دامنهء کوه بنی گز، در منطقهء سردسیری واقع است و 220 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات و چغندرقند و لبنیات،...
