نقدخر

[نَ خَ] (نف مرکب) که جنسی را نقداً بخرد و قیمت آن را فی الحال بپردازد مقابل نسیه خر و نسیه بر : هزار زخم به دانگی است نرخ گردن تو به نسیه می دهی آن را که نقدخر نبود سوزنی.


نقدش

[نَ دِ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهء شهرستان نیشابور در 12 هزارگزی مشرق نیشابور، در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 289 تن سکنه دارد آبش از قنات تأمین می شود و محصولش غلات است شغل اهالی زراعت است (از فرهنگ ( جغرافیایی ایران ج 9.


نقد شدن

[نَ شُ دَ] (مص مرکب) حاضر و آماده شدن پول کالا یا زمین و خانه یا سند و قبضی به پول نقد بدل شدن موجود شدن فراهم آمدن حاضر شدن : اهل بدعت را قیامت نقد شد زین آشتی چون بدید اینجا چو آنجا جمع خورشید و قمر سنائی.


نقدشناس

[نَ شِ] (نف مرکب) نقاد صیرفی سره گر ناقد : آن مبصر که هست نقدشناس نیم جو نیستش ز روی قیاسنظامی.


نقدشناسی

[نَ شِ] (حامص مرکب)نقادی عمل نقدشناس رجوع به نقدشناس شود.


نقدعلی

[نَ عَ] (اِخ) دهی است از دهستان قلعه حمام بخش جنت آباد شهرستان مشهد در 30 هزارگزی جنوب شرقی صالح آباد، در منطقهء کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 398 تن سکنه دارد آبش از قنات تأمین می شود محصولش غلات و شلغم است شغل اهالی ( زراعت و مالداری...


نقدعلی

[نَ دِ عَ] (اِخ) نام تیره ای است از شعبهء جیارهء ایل عرب رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 87 شود.


نقد کردن

[نَ کَ دَ] (مص مرکب) متاعی را فروختن و بهایش را فی الحال پول نقد دریافت کردن ضیاع و عقار و متاع یا چک و سفته ای را به پول نقد بدل کردن || جدا کردن سره را از ناسره ردی و جید درهم و دینار را تمیز دادن و...


نقدکن

[نَ کُ] (نف مرکب) نقدکن حال کسی؛ که نیک و بد حال کسی را می پرسد رجوع به نقد کردن شود : صراف سخن به لفظ چون زر در رشته چنین کشید گوهر کز نقدکنان حال مجنون پیری سره بود خال مجنوننظامی.


نقدگیر

[نَ] (نف مرکب) کنایه از رشوه گیر (انجمن آرا) کنایه از کسی که رشوه می گیرد و رشوه می خورد (از ناظم الاطباء) (از برهان قاطع) پاره گیر (ناظم الاطباء) زشت خواره (آنندراج) طالب دنیا (ناظم الاطباء) (برهان قاطع) (آنندراج) دنیاپرست (ناظم الاطباء).


نقدو

[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان پیچرانلو بخش باجگیران شهرستان قوچان در 32 هزارگزی جنوب غربی باجگیران، در منطقهء کوهستانی سردسیری واقع است و 153 تن سکنه دارد آبش از چشمه و قنات تأمین می شود و محصولش غلات است شغل اهالی ( زراعت و مالداری و قالیچه بافی است...


نقدوز

( [نُ] (اِخ) دهی است کوچک از دهستان حومهء بخش مرکزی شهرستان اهر (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4.


نقده

[نَ قَ دَ] (ع اِ) واحد نَقَد رجوع به نقد شود || جِ ناقد رجوع به ناقِد شود.


نقده

[نُ قُ دَ] (ع اِ) واحد نُقُد رجوع به نُقُد شود.


نقده

[نُ دَ] (ع اِ) نوعی از درخت (آنندراج) (از صحاح از اقرب الموارد) رجوع به نُقُد و نُقُدَه و نَقَدَه شود.


نقده

[نِ دَ] (ع اِ) زیرهء رومی (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) کراویا (ناظم الاطباء).


نقده

[نَ دَ / دِ] (اِ) پولک های خرد سپید یا زرد که بر جامه دوختندی یا بر روی چسبانیدندی زینت را (یادداشت مؤلف) گل و بوته ای که با نخ مخصوص ابریشمی زری یا نقره ای بر روی پارچه های گرانبها می انداختند نوعی رشتهء فلزی نوارمانند و بسیار باریک...


نقده

[نَ قَ دِ] (اِخ) قصبه ای است از دهستان حومهء بخش سلدوز شهرستان ارومیه در 95 هزارگزی جنوب ارومیه در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 1160 تن سکنه دارد آبش از کدارچای تأمین می شود محصولش غلات و چغندر و توتون و برنج و حبوبات ( است شغل اهالی...


نقده

[نُ قَدْ دِ] (اِخ) دهی است از دهستان کرزان رود شهرستان تویسرکان، در 7هزارگزی جنوب غربی تویسرکان، در دامنهء سردسیری واقع است و 287 تن سکنه دارد آبش از قنات تأمین می شود محصولش غلات و انگور و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری ( است (از فرهنگ جغرافیایی...


نقده باف

[نَ دَ / دِ] (نف مرکب) نقده دوز رجوع به نقده دوز شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید