ناواجب

[جِ] (ص مرکب) چیزی که واجب نباشد (آنندراج) که لازم نبود (ناظم الاطباء) مستحب که عمل بدان واجب نیست : تقصیر نکرد خواجه در ناواجب من در واجب چگونه تقصیر کنمرودکی || ناروا : و ظلم و مُصادرَها و ناواجبات می کرد و همهء حشم را مستشعر و نفور می...


ناوارت

[وارْ رِ] (اِخ)( 1) مارتین نویسنده و دریانورد اسپانیایی است تولد او به سال 1765 و مرگش در 1844 م اتفاق افتاد کار مهم او Navarrete, Martin - ( گردآوری اسناد تاریخ معتبر دربارهء تاریخ دریانوردی اسپانیاست ( 1.


ناوارث

[رِ] (ص مرکب) آنکه وارث نداشته باشد بی وارث || بی کس بی یار بدون حامی و دستگیر (ناظم الاطباء).


ناوارد

[رِ] (ص مرکب) ناشی تازه کار غیرماهر ناآشنا به کار که در کاری وارد و ماهر و متبحر نیست ناپخته کار ناورزیده نااستاد بی تجربه ناواقف || نامقبول ناموجه نابجا که وارد و بجا و معقول نیست: ایراد ناوارد.


ناواردی

[رِ] (حامص مرکب) عدم تبحر و استادی و مهارت تازه کاری بی اطلاعی ناواقفی بی وقوفی بی تجربگی.


ناواستوار

[اُ تُ] (اِ مرکب) استوار نیروی دریائی (لغات فرهنگستان) رجوع به ناو به معنی کشتی جنگی شود.


ناواقف

[قِ] (ص مرکب) بی خبر بی اطلاع ناآگاه ناتجربه کار بی عقل (آنندراج) کسی که واقف بر کاری نباشد و آگاه از آن نبود ناآزموده کار بی وقوف (ناظم الاطباء) ناوارد ناشی تازه کار بی تجربه آنکه وقوف و اطلاع کامل و تبحر ندارد که مهارت و استادی ندارد.


ناواقفی

[قِ] (حامص مرکب) ناواقف بودن بی اطلاعی بی وقوفی رجوع به ناواقف شود.


ناواقفیت

[قِ فی یَ] (حامص مرکب)عدم وقوف عدم تجربه (ناظم الاطباء) ناواقفی.


ناوان

(نف، ق) در حال ناویدن || جنبان نوان ناونده.


ناوان

(اِخ) دهی است از دهستان گرگانرود جنوبی، واقع در بخش مرکزی شهرستان طوالش، در 4 هزارگزی هشتپر و 3 هزارگزی مشرق جادهء شوسهء هشتپر به آستارا در جلگهء معتدل مرطوب واقع است و 1026 تن سکنه دارد آبش از چشمه و رودخانهء گرگانرود و محصولش غلات، برنج، لبنیات، عسل و...


ناوانیدن

[دَ] (مص) (از: ناو + انیدن، پسوند مصدر متعدی) متعدی ناویدن (حاشیهء برهان قاطع چ معین) خم کردن خم دادن (آنندراج) (برهان قاطع) خمانیدن کج کردن (ناظم الاطباء): تتابع؛ ناوانیدن باد سر گیاه را (منتهی الارب ||) مانده گردانیدن (برهان قاطع) (آنندراج) مانده کردن || کندن فرمودن (ناظم الاطباء) رجوع...


ناوبان

(اِ مرکب) ملاح کشتی بان : بدان ناوبان( 1) گفت فیروزشاه که کشتی برافکن هم اکنون به راهفردوسی || ستوان نیروی دریائی (لغات فرهنگستان) یکی از درجات نیروی دریائی مطابق ستوان در ارتش ( 1) - ن ل: بدان تازیان.


ناوبانی

(حامص مرکب) ملاحی کشتی بانی ناخدائی عمل ناوبان رجوع به ناوبان شود.


ناوباوه

[با وَ / وِ] (اِ مرکب) باکوره نوباوه نوآورده میوهء نو (یادداشت مؤلف) رجوع به نوباوه شود.


ناوبر

[بَ] (نف مرکب) کسی که کشتی را می برد رانندهء کشتی (لغات فرهنگستان).


ناوبری

[بَ] (حامص مرکب) عمل ناوبر رجوع به ناوبر شود.


ناوبری هوائی

[بَ یِ هَ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بجای آئروناویگاسیون( 1)پذیرفته شده است (لغات فرهنگستان) رجوع به ناوبری و ناوبر شود Aeronavigation - ( (فرانسوی) ( 1.


ناوپائیان

Scaphopodes - ( (اِ مرکب) گروهی از جانوران دریائی جانورانی که پاهای آنها مانند ناو است( 1) (لغات فرهنگستان) ( 1.


ناوتیپ

(اِ مرکب) مجموعهء کشتی های جنگی که دارای دو یا سه ناوگروه است و نظیر لشکر در ارتش (لغات فرهنگستان).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید