اذرعات

[اَ رِ / رَ] (اِخ) شهریست بشام. (منتهی الارب). نزدیک بلقاء مجاور زمین بلقاء و عَمّان و شراب آن معروف است و نسبت بدان اذرعیّ است: خمرٌ اذرعیه. و ایرانیان بدانجا رومیان را شکست داده اند و گویند که مراد از ادنی الارض در آیهء کریمهء «الم غلبت الروم فی...


اذرعاتی

[اَ رَ] (ص نسبی) منسوب به اذرعات، ناحیه ای بشام و مشهور بدین نسبت محمد بن ابی الزعیر است. (سمعانی).


اذرع اکباد

[اَ رُ عُ اَ] (اِخ) موضعی در قول تمیم بن مُقبل:
أمْسَت بأذرُع اکباد فحمّ لها
رکبٌ بلینهَ أو رکبٌ بساوینا.(معجم البلدان).


اذرعفاف

[اِ رِ] (ع مص) بگذشتن. رفتن. اذرعفاف ابل؛ بطور خود رفتن شتر. || (یا) بشتاب رفتن شتر. || حریص کردن برای کارزار. اذرعفت الابل؛ مضت علی وجوهها لغه فی ادرعفت بالدال المهمله فی معانیها التی ذکرت هناک و المذرعف؛ السریع و اذرعف الرجل فی القتال؛ ای استنتل من الصف. (تاج...


اذرعی

[اَ رَ عی ی] (ص نسبی) منسوب بشهر اَذرِعات.
-خمرٌ اذرعیّ؛ شرابی که به اذرعات کردندی.


اذرعی

[اَ رِ عی ی] (اِخ) رجوع به احمدبن حمدان بن احمد شود. وی غنیه الفتاوی محمودبن احمد قونوی را در پنج جلد شرح کرده است.


اذرعی

[اِ رِ] (اِخ) یکی از دو عاصمهء باشان و آن شهری حصین و دارای سورهای شامخ بود و تا مائهء هفتم میلادی طرف توجه بوده است. این شهر مدتی دراز در دست اسرائیلیان نماند و ظاهراً ایشان بمناسبت کثرت دزدان آن نواحی، آنجا را ترک گفتند و از آثاری که...


اذرعیه

[اَ رَ عی یَ] (ص نسبی) تأنیث اذرعیّ منسوب به اذرعات.
- خمر اذرعیه؛ شراب منسوب به اذرعات، موضعی بشام.


اذرقی

[] (اِ) غیر اذارقی است و در ترجمهء باهرومست جوک مذکور است که آن شبیه به زبدالبحر است در نهایت حدت و بغایت محلل و مسکن دردهای باردهء مزمنه و خوردن آن بقدر دانگی کشنده باشد و در اطلیه مستعمل است و ظاهراً قسم پنجم زبدالبحر باشد. (تحفهء حکیم مؤمن).


اذرک

[اَ رَ] (اِ) ابوریحان بیرونی آرد: قال صاحب کتاب النخب ان الاذرک حجر شریف من سبوک الاسکندرانیین قدیم نفیس یجری مجری الیاقوت فی النفاسه. قال الکندی الزجاج المصبوغ المسبوک الاذرک العتیق الاحمر الرمانی کالیاقوت الاحمر فی لونه و یبلغ ثمن القطعه منه الف دینار اذ لیس یمکن عمله الیوم و...


اذرم

[اَ رَ] (اِ) نمدزین. (اسدی چ پاول هورن) (فرهنگ اسدی نخجوانی). رجوع به آدرم و اَدرَم شود.


اذرم

[اَ ذَ] (اِخ) رجوع به اذرمه و اذرمی شود.


اذرمه

[اَ رَ مَ] (اِخ)(1) از دیار ربیعه، قریه ایست قدیم و آنرا حسن بن عمر بن الخطاب التغلبی از صاحب وی بستد و قصری آنجا بکرد و آنرا استوار ساخت. احمدبن الطیب السرخسی الفیلسوف در کتاب خویش از رحلت معتضد برمله بحرب خمارویه بن احمدبن طولون یاد کند و سرخسی...


اذرمی

[اَ رَ می ی] (ص نسبی) سمعانی آرد: الاَذرمی بمدالالف و فتح الدال المعجمه و سکون الراء و فی آخرها المیم هذه النسبه الی اذرم و ظنی انها من قری اذنه بلده من الثغر، منها ابوعبدالرحمن عبدالله بن محمد بن اسحق الاذرمی. (انساب ص 14). و بقول یاقوت وی در...


اذرنت

[اَ رَ تَ] (اِخ) شهریست بصقلیه. (معجم البلدان).


اذره

[اَ ذِرْ رَ] (ع اِ) جِ ذَرور.


اذری

[اَ ذَ ری ی] (ص نسبی، اِ) منسوب به آذربایجان. || جامه ایست منسوب به آذربایجان. (مهذب الاسماء). رجوع به أذربیجان شود.


اذریاس

[ ] (معرب، اِ) بلغت عبرانی ثافسیا(1) . (تحفهء حکیم مؤمن) (بحر الجواهر). دریاس. آذریاس. و رجوع به آذریاس و ثافسیا شود.
(1) - Thapsia.


اذریانوس

[اَ] (اِخ)(1) (ایلیوس). (تاریخ الحکمای قفطی ص 96، 2 و 97، 13 و 126، 21 و 127، 10 و عیون الانباء ج 1 ص 84، 19). رجوع به آدرین و ادریانوس شود. || سنین اذریانوس. از عبارت ذیل چنین برمیآید که سنین آذریانوس مبدأ تاریخی بوده است مانند سنین بناء...


اذریطوس

[اَ / اِ] (معرب، اِ) (معرّب از رومیّه). (منتهی الارب). دوائی است مُسهل یا دوائی است برای حفظ و گویند مرکبی است از بیست وپنج جزو.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید