احمد
[اَ مَ] (اِخ) حافظ (افندی) هدایه نزیل طنطا. او راست: تاریخ الحرمین و بیت المقدس. طبع مصر در 1327 ه . ق. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حافظ کبیر. رجوع به احمدبن عمرو شیبانی... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حاکم بامرالله. رجوع به حاکم بامرالله ابوالعباس احمد شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حبش کاتب. رجوع به احمدبن عبدالله بغدادی و رجوع به حبش کاتب... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حبیبی. او راست: البحر الفیاض فی قول المعربین ضرب فعل ماض.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حجازی. ملقب بشهاب الدین. او راست: النیل الرائد فی النیل الزائد.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حرب. شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء (چ طهران ج1 ص202) آرد که: آن متین مقام مکنت آن امین و امام سنت آن زاهد زهاد و آن قبلهء عباد و آن قدوهء شرق و غرب پیر خراسان احمد حرب رحمه الله علیه فضیلت او بسیار است...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) (افندی) حسن. ناظر مدرسه عباس الامیریه بولاق 1312 ه . ق. او راست: الدرر البهیه فی الفوائد الادبیه تألیف بلتیه بک و آن مشتمل بر 58 درس در موضوعات مختلفه است و بمصر در 1309 ه . ق. بچاپ رسیده است و القول المنتخب فی التربیه والادب...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حسن العیاشی. رجوع به عیاشی، احمد حسن شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حسن (المولوی السید...). او راست: تنقیح الرواه فی احادیث المشکاه (حدیث) در دو جزء و آن در هند بسال 1333 ه . ق. بطبع رسیده است. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حسن میمندی. رجوع به احمدبن حسن... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حسنی بن محمد. مکنی به ابوالعباس و مشهور به احمد اول و المنصور. یکی از ملوک مغرب از خاندان شرفای حسنی. او در 985 ه . ق. با برادرزادهء خود جنگی در پیوست و بر او غالب شد و او را بکشت و سلطنت فاس و مراکش...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) (بک) الحسینی (1271 - 1332 ه . ق.) شهاب الدین احمدبن احمدبن یوسف الحسینی الشافعی. او را سوای کتب مطبوعه تصنیفی جلیل است در 24 مجلد که به دارالکتب المصریه سپرده است و آن موسوم به رشدالانام لبرء ام الامام و هو شرح علی قسم العبادات من...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حضرمی بصری. برادر یعقوب مقری حضرمی. محدث است. رجوع به احمدبن عبدالعزیز شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) (حظیرهء سلطان... میرزا) نام حظیره ای به هرات. رجوع به حبط ج2 ص304 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) الحفظی. رجوع به زمزمی العجیلی شود. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) (افندی) الحفنی. او راست: ارشاد العائلات الی تربیه البنات طبع مصر به سال 1315 ه . ق./ 1897 م. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) الحفنی القنائی احمدبن محمد کرام القنائی الازهری. او راست: الجواهرالحسان فی تاریخ الحبشان و نام تمام آن الجواهر الحسان بماجاء عن الله و الرسول و علماء التاریخ فی الحبشان است. طبع بولاق به سال 1323. (معجم المطبوعات) .
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حقیری. رجوع به حقیری احمد... شهاب الدین... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) حلبی مشهور بسمین. رجوع به احمدبن یوسف بن عبدالدائم... و رجوع به روضات الجنات ص85 شود.
