نهز

[نُ هَ] (ع اِ) جِ نهزه رجوع به نُهزَه شود.


نهزت

[نُ زَ] (ع اِ) فرصت (یادداشت مؤلف) نهزه رجوع به نهزه شود || غنیمت (یادداشت مؤلف) نهزه رجوع به نهزه شود.


نهزم

[نَ زُ] (اِخ) دهی است جزء دهستان شفت بخش مرکزی شهرستان فومن، بر کنار رودخانهء امام زاده ابراهیم در 12 گزی غرب فومن و 4 هزارگزی جنوب غربی بازار شفت و در جلگهء معتدل هوایی واقع است و 947 تن سکنه دارد آبش از رودخانهء پسینمان و ( محصولات عمده...


نهزه

[نُ زَ] (ع اِ) فرصت (منتهی الارب) (از متن اللغه) (اقرب الموارد) پروای کار (منتهی الارب) ج، نُهَز || غنیمت (منتهی الارب) اسم للشی ء الذی هو لک معرض، کالغنیمه (متن اللغه) غارت (ناظم الاطباء ||) گویند: هو نهزه المختلس؛ ای صید لکل احد، طعمه و شکار هر کسی است...


نهس

[نَ] (ع مص) به دندان پیشین گرفتن و گزیدن گوشت را و برکندن (از منتهی الارب) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) به دندان پیشین گزیدن (تاج المصادر بیهقی ||) گزیدن مار (منتهی الارب) (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (از متن اللغه) نهش (متن اللغه ||) گاز گرفتنِ سگ کسی را...


نهس

[نُ هَ]( 1) (ع اِ) مرغی است که گنجشک را شکار کند (منتهی الارب) پرنده ای است شبیه صرد، جز اینکه ملمع نیست( 2) دُمش را تکان می دهد و گنجشکان را شکار می کند، و گفته اند نهس گونه ای از صرد است و او را از آن روی...


نهسان

[نِ] (ع اِ) جِ نهس رجوع به نهس [ نُ هَ ] شود.


نهستن

[نِ هِ تَ] (مص) نهادن (جهانگیری) (برهان قاطع) (انجمن آرا) گذاشتن (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا) نشاندن و نصب کردن (ناظم الاطباء) نهشتن (برهان قاطع) (آنندراج).


نهسر

[نَ سَ] (ع اِ) بچهء گرگ (مهذب الاسماء) گرگ، یا بچهء گرگ از کفتار (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) حیوانی که مادر آن کفتار و پدر گرگ است (یادداشت مؤلف) ج، نهاسر (|| ص) مرد سبک تیزرو (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه ||) آزمند...


نهسره

[نَ سَ رَ] (ع مص) بریدن گوشت را (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه ||) خوردن طعام را (منتهی الارب) به حرص خوردن طعام را (از اقرب الموارد) (از متن اللغه).


نهسک

[نَ سَ] (ع اِ) گزر دشتی (ناظم الاطباء) رجوع به دزی ج 2 ص 729 شود.


نه سیزده

[نُهْ دَهْ] (اِ مرکب) نوعی از قمار که به هندی آن را نوتیری گویند (غیاث اللغات) (آنندراج).


نهش

[نَ] (ع مص)( 1) به دندان پیش گزیدن چیزی را و برکندن (منتهی الارب) عض (اقرب الموارد) به دندان پیش گرفتن (غیاث اللغات) (از اقرب الموارد ||) گزیدن مار و سگ و غیره (غیاث اللغات) (آنندراج) گزیدن مار و عقرب (از اقرب الموارد) گزیدن مار (تاج المصادر بیهقی) لسع (اقرب...


نهش

[نَ هِ] (ع ص) بعیرٌ نهش؛ شتر که در باطن سپل آن نشانی باشد سوای اثره که بر زمین آشکار گردد (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) نَمِش (اقرب الموارد) (متن اللغه ||) نهش الیدین؛ ستور سبک دست، و کذا نهش القوائم (منتهی الارب) خفیف الیدین (از اقرب الموارد) ضعیف الیدین...


نهشتن

[نِ هِ تَ]( 1) (مص) نهادن گذاشتن نهستن (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء) نشاندن نصب کردن (ناظم الاطباء) ( 1) - در را به کسر دوم [ نِ هِ تَ « نهستن » ضبط شده است، اما ناظم الاطباء به فتح دوم [ نِ هَ تَ ]آورده و حال آنکه...


نهشل

[نَ شَ] (ع اِ) اسم عربی شقاقل است (تحفهء حکیم مؤمن) شقاقل گزر دشتی (ناظم الاطباء) زردک صحرائی شقاقل (برهان قاطع ||) گرگ (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) ذئب (اقرب الموارد) (متن اللغه ||) چرغ (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) صقر (اقرب الموارد) (متن اللغه (||) ص) پیر کلانسال لرزندهء رعشه رسیده...


نهشله

[نَ شَ لَ] (ع ص) تأنیث نهشل است رجوع به نهشل شود (|| مص) کلانسال شدن (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) سالخورده و پیر و مضطرب و لرزان شدن (از متن اللغه ||) گزیدن به دندان از لهو و بازی (منتهی الارب) به تجمیش کسی را گاز گرفتن (از اقرب...


نهشه

[نَ شَ] (ع اِ) یک مرتبه گزیدن || نوع گزیدن هیأت گزیدن || لدغه لسعه گزیدگی (ناظم الاطباء).


نهصد

[نُ صَ] (عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب) نه دفعه صد (ناظم الاطباء) تسع مائه نمایندهء آن در ارقام هندسیه 900 و در حساب باشد (یادداشت مؤلف) « ظ» جمل.


نهض

[نَ] (ع اِ) مابین منکب و شانه جای شتر (منتهی الارب) (از متن اللغه) میان دوش و کتف اشتر (مهذب الاسماء) ج، اَنهُض|| ظلم (اقرب الموارد) (متن اللغه) ضیم قسر (متن اللغه) رجوع به معانی بعدی شود || عتب (متن اللغه) (اقرب الموارد) ج، نهاض رجوع به نهاض شود (||...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید