نصیرالدوله
[نَ رُدْ دَ / دُو لَ] (اِخ)محمدبن ابراهیم مکنی به ابوالقاسم رجوع به آثارالباقیه ص 133 و محمد بن ابراهیم شود.
نصیرالدوله
[نَ رُدْ دَ / دُو لَ] (اِخ)مسعودبن محمود غزنوی، لقب سلطان مسعود غزنوی است رجوع به تاریخ گزیده ص 397 و نیز رجوع به مسعود شود.
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) (ملا) رجوع به ملانصرالدین و ریحانه الادب ج 4 ص 202 شود.
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) ابن مهدی مکنی به ابوالحسن، وزیر الناصرلدین الله عباسی است رجوع به تجارب السلف ص 332 شود.
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) احمدبن محمد بن الناقد رجوع به نصیرالدین محمد بن الناقد شود.
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) ارتق ارسلان المنصور، ششمین از امرای ارتقیهء ماردین است، در حوالی سنهء 597 به حکومت رسیده و تا 637 امارت کرد (یادداشت مؤلف).
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) جقربن یعقوب همدانی رجوع به جقربن یعقوب شود.
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) حمزه بن عبدالله رجوع به نصیرالدین عبدالله بن حمزه شود.
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ)عبدالجلیل بن ابوالحسین بن ابوالفضل قزوینی رازی ملقب به نصیرالدین و مکنی به ابوالرشید از علمای شیعه و از مؤلفین قرن ششم ه ق است، وی به سال 504 ه ق ولادت یافته و بعد از سال 585 درگذشته است از تصنیفات اوست: کتاب البراهین...
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) عبدالحمید شیرازی، رجوع به مجمع الفصحا چ مصفا ج 3 ص 1447 و نیز رجوع به نصراللهبن محمد بن عبدالحمید منشی شود.
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) عبدالله بن حمزه بن حسن، یا حمزه بن عبدالله طوسی مشهدی، مکنی به ابوطالب و مشهور به نصیرالدین طوسی، از اکابر علمای امامیهء قرن ششم است وی از شاگردان ابوالفتوح رازی و استاد و ممدوح قطب الدین کیدری و معاصر ابن شهرآشوب است او راست: 1...
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) علی بن محمد بن علی کاشی حلی، ملقب به نصیرالدین، فقیه و متکلم امامی قرن هشتم است، در کاشان متولد شد « یا موافق آنچه از شهید اول نقل شده [ هفتصد و ] هفتاد و پنجم در نجف واقع شد » و در حله نشو...
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) محمد اصفهانی ملقب به نصیرالدین و معروف به میرزا نصیر اصفهانی رجوع به نصیر، محمد اصفهانی شود.
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) محمد بن الناقد یا احمدبن محمد بن علی بن احمدبن ناقد مکنی به ابوالازهر( 1) وزیر المستنصربالله عباسی است و ( پس از وفات المستنصر مدتی نیز وزارت المستعصم بالله را داشت و به سال 642 ه ق درگذشت (از تاریخ الخلفاء ص 98 1)...
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) محمد بیگ بن خلیل، چهارمین از حکام ذوالقدریه است و از 800 تا 846 ه ق حکومت کرده است (یادداشت مؤلف) رجوع به ذوالقدریه شود.
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) محمودبن المظفربن ابی توبه، ملقب به نظام الملک، ظهیرالاسلام، بهاءالدوله، کافی الملک، عین خراسان و نصیرالدین مکنی به ابوالقاسم، از شعرا و فضلای قرن ششم و از مشاهیر وزرای سلطان سنجر سلجوقی است در سال 521 به وزارت روایت کرده اند که او را دو دوات...
نصیرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) (خواجه) نصرالله خوافی، سالها در مملکت ماوراءالنهر به وزارت میرزا الغ بیگ قیام و اقدام می نمود وی به سال ( 845 ه ق درگذشت (از تاریخ الخلفاء ص 361.
نصیرالدین ثانی
[نَ رُدْ دی نِ] (اِخ)رجوع به نصیر (میرزا) محمد اصفهانی شود.
نصیرالدین طوسی
[نَ رُدْ دی نِ](اِخ) (خواجه) محمد بن فخرالدین محمد بن حسن، مکنی به ابوجعفر و ملقب به استادالبشر و عقل حادی عشر و خواجه، مشهور و معروف به خواجه نصیرالدین طوسی و خواجه نصیر طوسی؛ از اعاظم رجال قرن هفتم و از اجلهء علمای جامع ایران است وی به سال...
نصیرای نایینی
[نَ یِ] (اِخ) از شعرای قرن یازدهم است، مدتی در شیراز سپس در تبریز بوده سرانجام به اصفهان رفته است او راست: دل در طلب وعده خلافی دارم در هر قدم از کعبه طوافی دارم از دیدن روی او ندارم سیری چون آینه اشتهای صافی دارم (از تذکرهء ( نصرآبادی...
