نارالتحالف

[رُتْ تَ لُ] (ع اِ مرکب)آتشی که اعراب جاهلی هنگام عهد بستن با یکدیگر میافروختند و برابر آن سوگند می خوردند که به پیمان خود وفادار مانند رجوع به نارالحلف شود.


نارالتهویل

[رُتْ تَ] (ع اِ مرکب) آتشی که اعراب جاهلیت می افروختند و در آن نمک می افکندند و در برابر آن سوگند می خوردند و با هم پیمان می بستند (از المنجد).


نارالحباحب

( [رُلْ حُ حِ] (ع اِ مرکب)آتشی که اصلی نباشد آن را مثل آنچه که از نعل چهارپایان و غیر آن بجهد (بلوغ الارب ج 2 ص 163 آتشی که از نعل چهارپایان برجهد || آتش مگس شب تاب || شرارهء آتش آتشی که از بهم خوردن دو سنگ برجهد.


نارالحرب

[رُلْ حَ] (ع اِ مرکب) از آتش های اعراب است که چون عزم جنگ و فراهم آوردن سپاه می کردند، آن را بر فراز کوهی برمی افروختند تا به کسان خود خبر دهند (از صبح الاعشی ج 1 ص 409 ) و نیز رجوع به بلوغ الارب ج 2 ص...


نارالحرتین

[رُلْ حَرْ رَ تَ] (اِخ) آتشی بوده است در بلاد عبس که شبها از آن روشنائی ساطع می شده و روزها دودی از آن برمیخاسته است و هر کس را که بدان نزدیک می شده میسوزانیده است خالدبن سنان چاهی کند و آن را بخاک مدفون کرد و این را...


نارالحلف

[رُلْ حِ] (ع اِ مرکب) اعراب جاهلی چون میخواستند با یکدیگر پیمانی استوار سازند و بیعت کنند، آتشی برمی افروختند و در برابر آتش به وفای به عهد و رعایت پیمان سوگند می خوردند و آن را نارالحلف می گفتند رجوع به صبح الاعشی ج 1 ص 409 و بلوغ...


نارالسلامه

[رُسْ سَ مَ] (ع اِ مرکب) آتشی بوده است که اعراب هنگام مراجعت کسی از سفر غانماً سالماً برمی افروختند رجوع به بلوغ الارب ج 2 ص 163 شود.


نارالسلیم

[رُسْ سَ] (ع اِ مرکب) آتشی بوده است که اعراب برای مراقبت حال مارگزیدگان و مجروحی که خون از او میرفت و تازیانه خوردگان و سگ گزیدگان می افروخته اند و برگرد آن آتش شب زنده داری می کردند تا مجروح و آسیب رسیده بخواب نرود و هلاک نشود رجوع...


نارالضیافه

[رُضْ ضیا فَ] (ع اِ مرکب)رجوع به نارالقری شود.


نارالطرد

[رُطْ طَ] (ع اِ مرکب) آتشی بوده است که اعراب پس از عزیمت کسی که از او نفرت داشتند و بازگشت او را نمیخواستند می افروختند رجوع به بلوغ الارب ج 2 ص 163 و صبح الاعشی ج 1 ص 409 شود.


نارالغدر

[رُلْ غَ] (ع اِ مرکب) از آتش های عرب است و آن را کسی که از همسایهء خود خیانت و غدری میدید در ایام حج در منی بر فراز یکی از دو کوه مکه [ ابوقبیس و قعیقعان ] برمی افروخت و با فریاد مردم را از غدر و خیانت...


نارالفداء

[رُلْ فِ] (ع اِ مرکب) از آتش های جاهلیت است و آن چنین بوده است که چون پادشاهی از ایشان زنان قبیله ای اسیر میکرد، سران قبیله برای طلب بخشایش یا فدیه دادن و رهانیدن زنان میرفتند و چون نمیخواستند زنان را روز روشن در معرض دیگران قرار دهند، تا...


نارالقری

[رُلْ قِ را] (ع اِ مرکب) آتشی بود که اعراب شبانگاه می افروختند راهنمائی میهمانان خود را و نام دیگرش نارالضیافه است رجوع به بلوغ الارب ج 2 ص 161 شود.


نارالمزدلفه

[رُلْ مُ دَ لِ فَ] (اِخ) آتشی است که اعراب در مزدلفه [ از مشاعر حج ]می افروختند راهنمائی کسی که راه عرفه را گم کرده است و اول کسی که این آتش را برافروخت قصی بن کلاب بود رجوع به صبح الاعشی ج 1 ص 409 و بلوغ الارب...


نارالوسم

[رُلْ وَ] (ع اِ مرکب) مجازاً به داغی گویند که اعراب بدان شتران خود را علامت مینهادند چون از مردی برای استخبار از شتر وی پرسند مانارک؟ یعنی علامت شتر تو چیست و آن را چه داغی نهاده ای رجوع به صبح الاعشی ج 1 ص 410 بلوغ الارب ج...


نارالیراعه

[رُلْ یَ عَ] (ع اِ مرکب) پرندهء نورانی کوچکی است که شبها بپرواز درمی آید و هنگام پریدن به شهاب شبیه است رجوع به بلوغ الارب ج 2 ص 167 شود.


نارام

(ص مرکب) سرکش مقابل رام رجوع به رام شود.


نارامسن

[سَ] (اِخ) رجوع به نارام سین شود.


نارام سین

(اِخ)( 1) نارامسن، یکی از اعاظم پادشاهان مقتدر آکاد [ واقع در جنوب بین النهرین، وادی فرات ] است که در حدود بیست و هفت 2700 ق م دانسته است( 2) و رشید - قرن قبل از میلاد مسیح میزیسته است آلبرماله سلطنت سارگن و نارامسن را در حوالی 2850...


نارامیدن

[دَ] (مص منفی) ناآرامیدن نیارامیدن آرام نگرفتن استراحت نکردن مقابل آرامیدن رجوع به آرامیدن شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید