احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد طوخی، ملقب بشهاب الدین. او راست: نظم منهاج نووی.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد طوسی، مکنی به ابومحمد. محدّث. حاکم گفته است: او در حفظ و وعظ یگانهء عصر بود و صحیحی بوضع صحیح مسلم کرده است. وفات وی بسال 339 ه .ق . بود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد طوفی. وی نخبهء ابن حجر را نظم کرده است.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد بن عبدالقادربن مکتوم حنفی، مکنی به ابومحمد و ملقب بتاج الدین. وی یکی از شُرّاح شافیهء ابن حاجب است. وفات او به سال 749 ه .ق . بود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد عتابی، مکنی به ابوالعباس. او راست: شرحی بر الکتاب سیبویه. (کشف الظنون).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد عتابی، مکنی به ابن نصر بخاری حنفی. متوفی به سال 582 یا 586 ه .ق . او راست: جوامع الفقه معروف بفتاوی عتابیه. شرح الجامع الصغیر محمد بن حسن شیبانی.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد عجمی، نزیل مصر، ملقب بشهاب و خاتمه المحدثین، پدر ابوالعز محمد. او راست ذیلی بر لب اللباب سیوطی. (تاج العروس، ذیل کلمهء عجم).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد عرافی [ کذا ]، مکنی به ابوالقاسم. او راست: حل الرموز و فتح اقفال الکنوز.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد العروضی. ابوعبیدالله محمد بن عمران المرزبانی در الموشح از وی روایت کرده است. (الموشح چ مصر ص 24 و 92).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد عسقلانی. او راست: مناقب الشیخ ابی العباس احمد الحرار بنام نزهه الابرار.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد عسکری. او راست: شرح تلقین ابن جنی که به سال 369 ه .ق . در حیات مصنف از آن فارغ شده است.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد عقیقی. رجوع به عقیقی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد علفی حنفی، ملقب بسری الدین. او راست: کفایه الاریب عن مشاوره الطبیب.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) (میرزا) ابن محمد علی میرزا، صدر دیوان اعلی، ملقب بصدرالممالک. از بزرگان عهد کریمخان. رجوع به بمجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه ص 314 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد عمری حنفی. او راست: تشنیف المسمع علی المجمع، که بسال 896 ه .ق . آن را باتمام رسانیده است.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد عمودی لغوی همدانی، مکنی به ابوعبدالله. عالمی لغوی از مردم شهر همدان. شیرویه بن شهردار ذکر او آورده و گوید: او از عبدالرحمان بن همدان الجلاّب و ابوالحسین محمد حریری صاحب ابوشعیب حرانی و غیر آن دو روایت کند و ابوعبدالله الامام و بعض دیگر...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد العیالی. رجوع به عیالی ابوجعفر ... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد غزنوی حنفی. او راست: المقدمه الغزنویه فی فروع الحنفیه. وفات به سال 553 ه .ق .
احمد
[اَ مَ] ((اِخ) قاضی...) ابن محمد الغفاری. او راست: تاریخ جهان آرا.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد غنیمی انصاری خزرجی، ملقب بشهاب الدین و مکنی به ابوالعباس. متوفی به سال 1044 ه .ق . او راست: شرح ام البراهین موسوم به بهجه الناصرین و تسدید فی بیان التوحید و الشذره اللطیفه فی شرح جمله من مناقب الامام ابی حنیفه و نقش تحقیق...
