احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد الفارسی، مکنی به ابوالعباس، نزیل قاهره، محدث معمر. وی از ابوالوقت سجزی روایت دارد. وفات او بسال 656 ه .ق . بود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد الفارسی، مکنی به ابونصر. رجوع به ابونصر فارسی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد فناکی. یکی از فقها. رجوع بتاج العروس مادهء فنک شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد قازانی. او راست: ایقاظ الحنفاء باخبار الملوک و الخلفاء.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد قدوری. رجوع به ابوالحسین قدوری و قدوری... شود. و او راست: مختصر القدوری فی فروع الحنفیه الکتاب فی المذهب و شرحی بر مختصر الکرخی.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد قراریطی، مکنی به ابواسحاق. او وزیر متقی عباسی بود و در 331 ه .ق . ناصرالدوله بن حمدان، او را گرفته و جای او را به ابوالعباس احمدبن عبدالله الاصبهانی داد. در متن مجمل التواریخ بجای القراریطی، القرامطی آمده. رجوع بمجمل التواریخ و القصص ص...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد قرطبی.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد قرطبی. بزرگترینِ مشایخ ابن حزم. وفات او401 ه .ق . بود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد قسطلی.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد قمولی مصری، ملقب به نجم الدین. او راست: البحرالمحیط فی شرح الوسیط. جواهرالبحر. شرح بر کافیهء ابن الحاجب موسوم به تحفه الطالب در دو مجلد. و تکمله بر تفسیر کبیر امام فخر وفات او به سال 727 ه .ق . بود. و رجوع بروضات الجنات...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد قومسانی، مکنی به ابوعلی. صاحب کرامات. قبر او به انبط قریه ای بهمدان است.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد قیسی حناوی مالکی، مکنی به ابوالعباس شهاب الدین. متوفی به سال 838 ه .ق . او راست: الدره المضیئه فی علم العربیه.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد قیسی قرطبی. احمد.
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد الکاتب. ابوعبیدالله محمد بن عمران المرزبانی در الموشح از وی روایت کرده است. (الموشح چ مصر ص 61 و 350).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد کاتب مکنی به ابوالعباس. او راست: کتاب الخراج. وفات بسال 270 ه .ق .
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد کثیر فرغانی. یکی از منجمین مأمون خلیفه. او راست: مدخل در علم هیئت و نجوم مشتمل بر سی باب و آن حاوی همهء مطالب مجسطی است.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد کرابیسی هندی. او راست: کتاب شرح اقلیدس. کتاب حساب دور و وصایا، و این کتاب را حاجی خلیفه بار دیگر باسم کتاب الوصایا ذکر کرده است.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد کلاباذی بخاری، مکنی به ابونصر. متوفی به سال 398 ه .ق . او راست: اسماء رجال صحیح البخاری.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد کنانی، مکنی به ابوجعفر. رجوع به ابن عیاش شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد کنبناری ابن ابی عبدالله محمد، مکنی به ابوالعباس، از اهل اشبیلیه. عارف بصناعت طب و از فضلا و متمیزین آن دیار. وی طب از عبدالعزیزبن مسلمه الباجی و سپس ابوالحجاج یوسف بن موراطیر در مراکش فراگرفت و در اشبیلیه اقامت گزید و خدمت ابوالنجاه بن...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن محمد لغوی خارزنجی، از مردم بشت شهری بخراسان. رجوع به احمدبن محمد بشتی و خارزنجی شود.
