نصرآبادی
[نَ] (اِخ) امین (میرزا) از شعرای اواخر قرن یازدهم هجری است در علم حساب و نجوم و صنایع شعری دستی داشته است او راست: غبار خاطر احباب شد نصیحت من به خانه گرد هم از بهر رفت و رو برخاست تا حیاتی هست ما را روزی ما می رسد آب...
نصرآبادی
[نَ] (اِخ) صادق (میرزا)بن میرزا صالح متخلص به مینا( 1) از فضلاء و شاعران قرن یازدهم است وی در علوم ریاضی و اسطرلاب و هندسه دستی داشته و در فنون سپاهی گری هم ممتاز بوده است، او در هند ولادت یافت و در سال 1061 ه ق در همان...
نصرآبادی
« تذکرهء نصرآبادی » [نَ] (اِخ) محمد طاهر (میرزا) از ادبا و شعرای قرن یازدهم است، وی مؤلف تذکره ای است که به نام خود او معروف شده است و مشتمل است بر شرح حال قریب یک هزار تن از شاعران معاصر مؤلف وفات وی در اواخر قرن یازدهم یا...
نصراء
[نُ صَ] (ع ص، اِ) جِ نصیر.
نصر احمد
[نَ رِ اَ مَ] (اِخ) رجوع به نصربن احمد سامانی شود : چنان خواندم در اخبار سامانیان که نصر احمد سامانی هشت ساله بود (تاریخ ( بیهقی ص 101.
نصرالدوله
[نَ رُدْ دَ / دُو لَ] (اِخ) احمدبن مروان بن دوستک، مکنی به ابونصر( 1) و ملقب به نصرالدوله، سومین و بزرگترین امرای بنی مروان 2) ه ق به امارت دیاربکر و میافارقین رسید و تا سال وفاتش [ 453 در میافارقین ] ) است، وی پس از برادرش...
نصرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) (ملا) رجوع به ملانصرالدین شود.
نصرالدین
[نَ رُدْ دی] (اِخ) احمدبن الب ارغون رجوع به احمدبن الب ارغون شود.
نصرالسلطنه
[نَ رُسْ سَ طَ نَ] (اِخ) لقب محمدولی خان تنکابنی است رجوع به سفرنامهء مازندران و استرآباد و نیز رجوع به محمدولی خان شود.
نصرالله
( [نَ رُلْ لاه] (اِخ) پنجمین امرای منگیت است و از 1242 تا 1277 ه ق حکومت کرد (از تاریخ الخلفاء ص 248.
نصرالله
[نَ رُلْ لاه] (اِخ) (میرزا) متخلص به بهار شیروانی از شاعران قرن سیزدهم است رجوع به بهار شیروانی شود.
نصرالله
[نَ رُلْ لاه] (اِخ) ابن احمدبن محمد بن عمر تستری بغدادی، مکنی به ابوالفتح و معروف به الجلال البغدادی، ادیب و فقیه حنبلی مذهب قرن هفتم و هشتم است در بغداد به سال 733 ه ق ولادت یافت و در مدارس آنجا، مستنصریه و مجاهدیه و غیره، به تدریس...
نصرالله
[نَ رُلْ لاه] (اِخ) ابن حسن الحسینی استرآبادی، رجوع به نصرالله استرآبادی شود.
نصرالله
[نَ رُلْ لاه] (اِخ) ابن الحسین الموسوی الحائری، مکنی به ابوالفتح، از فضلای امامیه و از مدرسین و ادبا و شعرای قرن دوازدهم است به گردآوری کتاب دلبسته بود و بارها بدین منظور به ایران سفر کرد و گویند در یکی از سفرهایش به عهد سلطنت نادرشاه در اصفهان بیش...
نصرالله
[نَ رُلْ لاه] (اِخ) ابن عبدالرحمن بن احمدبن اسماعیل، الجلال الانصاری البخاری الرویانی، از حکما و متصوفین قرن نهم است در « اوفاق » و عمل « حروف » قریهء کجور طبرستان به سال 766 ه ق ولادت یافت و بعد از سال 800 به قاهره رفت وی در...
نصرالله
[نَ رُلْ لاه] (اِخ) ابن عبدالمنعم بن نصراللهبن احمدبن حواری التنوخی، مکنی به ابوالفتح و ملقب به شرف الدین مشهور به ابن شُقَیر، از ادبای دمشق و از علمای حدیث و اصول قرن هفتم است با ابن خلکان معاصر و محشور بود به سال 604 ولادت یافت و در 673...
نصرالله
[نَ رُلْ لاه] (اِخ) ابن علی بن منصور، مکنی به ابوالفتح و مشهور به ابن الکیال، از علمای قرائت و از فقهای حنفی قرن ششم و از اهالی واسط است به سال 502 ه ق ولادت یافت و در 586 به واسط درگذشت مدتی قضاوت بصره و سپس واسط...
نصرالله
[نَ رُلْ لاه] (اِخ) ابن محمد بن عبدالحمید منشی( 1)، ملقب به ابوالمعالی، از فضلای قرن ششم و از منشیان دربار غزنوی است، اصل 547 ه ق) به - وی از شیراز( 2) و به روایتی دیگر از غزنین( 3) است، وی از آغاز جوانی به عهد سلطنت بهرام...
نصرالله
[نَ رُلْ لاه] (اِخ) ابن محمد بن محمد بن عبدالکریم الشیبانی الجزری، مکنی به ابوالفتح و ملقب به ضیاءالدین و معروف به ابن الاثیر رجوع به ابن الاثیر شود.
نصرالله
[نَ رُلْ لاه] (اِخ) ابن محمد العجمی خلخالی، از فقهای شافعی مذهب قرن دهم است، در حلب ساکن شد و به تدریس پرداخت و 1) ه ق درگذشت او راست: شرح اثبات الواجب دوانی، مجموعه در حساب، حاشیه بر ) در همانجا به مرض طاعون به سال 962 شرح...
