ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) (سید) ابن یوسف سمرقندی حنفی مدنی حسینی، مکنی به ابوالقاسم رجوع به ابوالقاسم بن یوسف شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) ابوسعید بیضاوی رجوع به ناصرالدین عبدالله شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) احمدبن محمد بن منصور، مکنی به ابن منیر رجوع به احمدبن محمد بن منصور در این لغت نامه و نیز رجوع به ریحانه الادب ج 1 و تاریخ الخلفاء ص 321 و غزالی نامه ص 368 شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) برکه خان سعید، از ممالیک بحری مصر است وی از 676 تا 678 ه ق سلطنت کرد رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص 71 شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) بغراخان، از بنی بلبان است وی از سال 681 تا 691 از طرف سلطان دهلی والی بنگاله بود (از طبقات سلاطین اسلام ص 275 ) (معجم الانساب ص 426 ) و نیز رجوع به قاموس الاعلام ج 6 شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ)تکسین بیگ، مکنی به ابوبکر از ممدوحان شمس الدین محمد بن عبدالکریم معروف به شمس طبسی شاعر است رجوع به تاریخ ادبیات در ایران دکتر صفا ج 2 ص 837 شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) حسن بن شاور نفیسی مشهور به ابن النقیب رجوع به ابن النقیب ناصرالدین و رجوع به حسن نفیسی شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) حسن بن محمد قلاوون، مشهور به الناصر رجوع به ناصر، حسن بن ناصرالدین محمد شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) حسین برادر ملک علاءالدین پادشاه غور است وی پس از آنکه برادرش به دست سلطان سنجر سلجوقی اسیر گشت خود را پادشاه غور خواند و چون علاءالدین به غور بازآمد وی از شاهی خلع شد رجوع به تاریخ دیالمه و غزنویان 425 شود - صص 423.
ناصرالدین
منظوم را از آثار « سعادت نامهء » [صِ رُدْ دی] (اِخ) خسرو اصفهانی حاجی خلیفه نام او را ناصرخسروالاصبهانی ثبت کرده است و او دانسته و تاریخ وفاتش را سال 431 ه ق نوشته است( 1) و مرحوم بهار تخلص او را شریف دانسته و سال وفاتش را...
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) خسروشاه، آخرین و ششمین سلاطین خلجی هند است وی به سال 720 به سلطنت رسید رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص 268 شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) سبکتکین لقبی است که ملک نوح پس از شکستن ابوعلی سیمجور به سبکتکین داد رجوع به سبکتکین ناصرالدین شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) سعیدبن مبارک بن علی بغدادی نحوی مکنی به ابومحمد رجوع به ابن دهان ناصرالدین در این لغت نامه شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) شعبان ثانی معروف به اشرف بیست وششمین ممالیک بحری مصر است وی به سال 764 ه ق به سلطنت رسید و تا سال 778 حکم راند رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص 72 و معجم الانساب ص 163 شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) طاهربن فخرالملک بن خواجه نظام الملک، مکنی به ابوالفتح وی پس از ابوالقاسم درگزینی به سال 528 به وزارت سلطان سنجر سلجوقی رسید و تا سال وفاتش [ 548 ] در این مقام باقی بود رجوع به طاهربن فخرالملک در این لغت نامه و نیز رجوع...
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) (امیر) عبدالخالق بن امیر نظام الدین احمدبن امیر فیروزشاه از سرداران سلطان حسین میرزا بایغراست رجوع به حبیب السیر ج 4 ص 139 ببعد شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ)عبدالرحیم بن ابی منصور وی در عهد هلاکو حاکم قهستان بود مرحوم اقبال در تاریخ مغول نویسد: محتشمی قهستان را در این تاریخ [ 653 ه ق ] ناصرالدین عبدالرحمن بن ابی منصور داشت و او مردی کریم و فضل دوست و فلسفی مشرب و طالب...
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ)عبدالرحیم بن طاهر، مکنی به ابواسحاق از دانشمندان قرن هشتم شیرازست مؤلف شدّالازار که خود مجلس درس او را درک کرده و مصاحب و جلیس وی بوده است او را دانشمند و فیلسوف عالی مقامی معرفی می کند که به مال و جاه دنیا التفاتی نداشت و...
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) عبدالله بن امام الدین عمر بن فخرالدین محمد بن صدرالدین علی، الشافعی البیضاوی، مکنی به ابوسعید از عالمان قرن هفتم و معاصر با اباقاخان و ارغون خانست رجوع به بیضاوی در این لغت نامه و نیز رجوع به نزهه القلوب ص 123 و مقالات الشعراء حاشیه...
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) عبدالله بن محمود شاشی، ملقب به خواجه احرار به سال 806 ه ق در شاش متولد شد و در سنه 895 در سمرقند 1) - از مقالات الشعراء حاشیهء ص 84 ) ( وفات یافت( 1.
