ناصرالاسلام ندامانی
[صِ رُلْ اِ مِ نَ](اِخ) وی از مردم گیلان و از رجال قرن اخیر ایران است، از اعتدالیون بود و بعد از افتتاح دورهء سوم مجلس شورای ملی با مساعدت حزب اعتدال روزنامهء شوری را منتشر کرد در چند دورهء مجلس سمت وکالت داشت( 1) رجوع به تاریخ احزاب سیاسی...
ناصرالاطروش
[صِ رُلْ اُ] (اِخ) حسن بن علی بن حسن بن علی بن عمران شرف بن علی زین العابدین بن حسین بن علی بن ابی طالب، مکنی به ابومحمد و ملقب به ناصرالحق و ناصرالدین و ناصر کبیر وی از ملوک طبرستان است و تا سال 304 ه ق بر...
ناصرالاعمشی
[صِ رُلْ اَ مَ] (اِخ) رجوع به ناصربن عبدالله شود.
ناصرالاموی
350 ه ق) عبدالرحمن بن محمد، فرمانروای اندلسی است رجوع به تاریخ علوم عقلی در تمدن - [صِ رُلْ اُ مَ] (اِخ) (ال ) ( 300 اسلامی ص 356 شود و نیز رجوع به عبدالرحمان بن محمد در همین لغت نامه شود.
ناصرالایوبی
[صِ رُلْ اَیْ یو] (اِخ) لقب ایوب بن طغتکین رجوع به ایوب بن طغتکین شود.
ناصرالایوبی
[صِ رُلْ اَ یْ یو] (اِخ) لقب داودبن عیسی است رجوع به داودبن عیسی شود.
ناصرالحق
[صِ رُلْ حَق ق] (اِخ) رجوع به ناصرالاطروش و نیز رجوع به حسن علوی بن علی و نیز رجوع به محمد الاطروش در همین لغت نامه شود.
ناصرالحمودی
[صِ رُلْ حَمْ مو] (اِخ)(ال ) علی بن حمود رجوع به ناصر، علی بن حمود علوی شود.
ناصرالدوله
[صِ رُدْ دَ لَ] (اِخ) بدربن حسنویه، مکنی به ابوالنجم دویمین امرای بنی حسنویهء کردستان است وی به سال 369 ه ق به امارت رسید رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص 125 شود.
ناصرالدوله
[صِ رُدْ دَ لَ] (اِخ) حسن بن ابی الهیجاء عبدالله بن حمدان، مکنی به ابومحمد، حکمران موصل رجوع به حسن بن عبدالله بن حمدان در این لغت نامه و نیز رجوع به الکامل ابن اثیر ج 1 ذیل وقایع سال 330 و النقودالعربیه ص 138 و الاعلام زرکلی ذیل حسن...
ناصرالدوله
[صِ رُدْ دَ لَ] (اِخ)حسین الحمدانی، مکنی به ابوعلی از امرای بنی مرداس حلب است وی به سال 450 امارت یافت (از معجم ( الانساب ص 204.
ناصرالدوله
[صِ رُدْ دَ لَ] (اِخ) محمد بن ابراهیم بن سیمجور، مکنی به ابوالحسن یا ابوالحسین امیر قهستان رجوع به ابوالحسین سیمجور در این لغت نامه شود.
ناصرالدیلمی
[صِ رُدْ دَ لَ] (اِخ) رجوع به ناصربن حسین شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) از دهات دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد است در 3هزارگزی شمال شرقی دورود و یک هزار گزی شمال شرقی دورود و یک هزارگزی شمال راه آهن در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 243 تن سکنه دارد آبش از رودخانه و قنات، محصولش غلات و...
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) سومین از امرای سلسلهء صغریهء ذوالقدر است که در کرماخ به نزدیکی ارزنجان ساکن بودند ادوارد براون بنقل سلاطین این خانواده [ ذوالقدر ] چهار نفر بودند: ملک اصلان، سلیمان، ناصرالدین و علاءالدوله، این » : از احسن التواریخ آرد شخص اخیر با چهار پسر و...
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) لقب ملکشاه بن تکش خوارزمشاه است رجوع به ملکشاه بن تکش در این لغت نامه و نیز رجوع به حبیب السیر ج 1 ص 423 شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) لقب همایون پادشاه هند است رجوع به همایون در این لغت نامه و نیز رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص 297 شود ناصرالدین [ صِ رُدْ دی ] (اِخ) ابراهیم از حکام بنی بلبان در بنگاله و لکنهو (از 723 تا 726 ه ق) است...
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) ابراهیم بن شیر کوه، ملقب به الملک المنصور، از ایوبیان حمص است به سال 637 ه ق به امارت رسید و به ( سال 644 درگذشت (از معجم الانساب ص 153.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) ابن ابراهیم، معروف به سقمان ثانی، چهارمین ملوک ارمنیه است وی از سال 522 تا 579 ه ق بر ارمنستان حکومت کرد رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص 152 شود.
ناصرالدین
[صِ رُدْ دی] (اِخ) ابن خدایار، نوزدهمین و آخرین از خانان خوقند است و به سال 1292 ه ق به امارات رسید (از معجم الانساب ( ص 411.
