احمد
[اَ مَ] (اِخ) شهاب الدین حموی حنبلی. او راست: تذکره قلوب الاحیاء.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شهاب الدین حنبلی. رجوع به احمدبن عبدالرحمان مقدسی... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شهاب الدین (شیخ...). رجوع به احمد براسی... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شهاب الدین مؤید. رجوع به احمد شهاب الدین بن مؤید... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شهاب الدین ناصر. رجوع به شهاب الدین احمد ناصر شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیخ نصر. جامی در نفحات الانس (چ هند ص184) آرد: وی از کبار مشایخ بوده معاصر شیخ ابوالعباس قصاب و حصری را دیده بود در آن وقت که شیخ ابوسعید ابوالخیر از میهنه عزیمت زیارت و صحبت شیخ ابوالعباس کرده بود شیخ احمد نصر در شهر نسا...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیخ الاسلام. رجوع به احمدبن محمد بن صاعد... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیخ الاسلام. رجوع به احمدبن محمد بن جریر شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیخ الاسلام هروی. رجوع به احمدبن یحیی بن سعدالدین مسعود... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیخ جام یا شیخ جامی. رجوع به احمدبن ابی الحسن بن محمد بن جریر... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیخ زاده. رجوع به احمد (مولی...) شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) (مولی...) شیخ زاده. او راست: رساله فی تفسیر قوله تعالی: فلاتجعلوا للّه انداداً.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیخ زادهء لاهیجان ملقب به محیی الدین از فضلا و رسول از جانب شاه اسماعیل نزد محمدخان شیبانی. رجوع بحبط ج2 ص353 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیخ زاهد. رجوع به احمدبن قریبه شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیخ عمیره. رجوع به احمد براسی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیخ الفقیه. رجوع به احمدبن محمد بن اقبال... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) شیرازی. رجوع به احمدبن عمر بن سریج... و رجوع بروضات الجنات ص57 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) صائب بک. او راست: وقعه السلطان عبدالعزیز بزبان ترکی و محمد توفیق جانا آنرا تعریب کرده، طبع مطبعهء هندیه بسال 1319 ه . ق. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) الصابونی. رجوع به صابونی (احمد) شود. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) صاحب. رجوع به احمدبن محمد ملقب بشهاب الدین شود.
