هارون
(اِخ) ابن موسی بن شریک، مکنی به ابوعبدالله و معروف به اخفش. او آخرین فرد از اخفش هاست. وی قاری و نحوی و اهل دمشق بود. به سال 201 ه . ق. متولد شد. قرائتهای مختلف و روایات غریب آموخت و در قراآت سبع ماهر بود. عالم به تفسیر و...
هارون
(اِخ) ابن موسی بن صالح بن جندل القیسی الادیب القرطبی، مکنی به ابونصر. زادگاهش مَجریط از شهرهای اندلس. وی شاگرد ابوعیسی اللیثی و ابوعلی قالی بود و خولانی از وی روایت کرده است. وی مردی پرهیزگار و از ثقات ادبا بود و داستانی دربارهء ابوعلی قالی آورده که یاقوت حموی...
هارون
(اِخ) ابن موسی القرطبی. وی ابیات کتاب سیبویه را شرح کرده است.
هارون
(اِخ) ابن موسی القروی. از رواه است. رجوع به الموشح تألیف مرزبانی ص 207 شود.
هارون
(اِخ) ابن نعیم. در «الوزراء و الکتاب» داستانی راجع به شهادت دادن وی در محضر مأمون خلیفهء عباسی آمده است. رجوع به الوزراء و الکتاب صص258-259 شود.
هارون
(اِخ) ابن هارون. رجوع به ابوالعلاء شود.
هارون
(اِخ) (بربری) رجوع به ابومحمد هارونی بربری شود.
هارون
(اِخ) بغراخان بن یوسف خضرخان از امرای ایلک خانیه مشرق از 455 تا 496. (طبقات سلاطین اسلام ص123). رجوع به آل افراسیاب شود.
هارون آباد
(اِخ) رجوع به شاه آباد غرب شود.
هارون آباد
(اِخ) دهی از ده های کرمانشاه که در شش فرسنگی جنوب شهر واقع شده و محل سکونت جماعت ایل کهر است. (مجمل التواریخ گلستانه ص152 و 184).
هارون آباد
(اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لوی بخش قروهء شهرستان سنندج، واقع در 34 هزارگزی جنوب خاور گل تپه و 6 هزارگزی خاور شوسهء مدان بیجار. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و دارای 250 تن سکنه. از چشمه ها و رودخانهء خوشاب مشروب میشود. محصول آنجا غلات، انگور، صیفی...
هارون آبادی
(اِخ) تیره ای در حدود 600 خانوار از طایفهء کلهر از ایلات کرد که به تربیت اغنام و احشام میپردازند و پیرو مذهب علی اللهی و تسنن هستند. (جغرافیایی سیاسی کیهان ص61). رجوع به ایل کلهر شود.
هارون آستانهء گردون
[نِ نَ / نِ یِ گَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از ماه است. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء) :
برجیس موسوی کف و کیوان طورحلم
هارون آستانهء گردون مکان اوست.خاقانی.
هارون الاعور
[نُلْ اَعْ وَ] (اِخ) مکنی به ابوعبدالله. تابعی و قاری است. وی از شیوخ و اساتید اصمعی بوده و اصمعی از وی روایت کرده است. (عیون الاخبار ج1 ص322) (الموشح ص171) (یادداشت به خط مؤلف). و رجوع به ابوعبدالله هارون... شود.
هارون الرشید
[نُرْ رَ] (اِخ) ابن محمد المهدی بن ابی جعفر منصور. پنجمین خلیفهء عباسی. وی به سال 148 ه . ق. متولد شد و در سال 170 ه . ق. / 786 م. به جای هادی برادر بزرگش در بغداد به مسند خلافت نشست. مادرش خیزران دختر عطانامی از یمن بوده...
هارون سکز
[سَکْ کِ] (اِخ) دهی از دهستان شیبکوه (زاهدان) بخش مرکزی شهرستان فسا. واقع در 18 هزارگزی جنوب خاور فسا، جلگه ای، معتدل و مالاریائی و دارای 198 تن سکنهء شیعه و فارسی زبان است. از آب باران مشروب می شود. محصولاتش غلات و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله...
هارون کلا
[کَ] (اِخ) از روستاهای آمل. (ترجمهء مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص152). دهی است از دهستان دشت سر بخش مرکزی شهرستان آمل، واقع در 59000 گزی خاور آمل و 1500 گزی شمال راه شوسهء آمل به بابل. دشت، معتدل، مرطوب و مالاریایی و دارای 700 تن سکنهء شیعهء ترکی مازندرانی...
هارون کوفی
[نِ] (اِخ) ابواسحاق. تابعی است.
هارون محله
[مَ حَلْ لَ] (اِخ) قسمتی از محلهء «پل به یور» (یکی از محلات نه گانهء آمل) است که یک حمام و مدرسهء کوچکی دارد. (ترجمهء استرآباد و مازندران تألیف رابینو ص61).
هارونو
(اِخ) دهی است از دهستان قلعه عسکر بخش مشیز شهرستان سیرجان، واقع در 57 هزارگزی جنوب خاوری مشیز و 6 هزارگزی خاور راه فرعی بافت به کرمان. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای 243 تن سکنهء شیعهء فارسی زبان است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و...
