ناصربیک لو
( [صِ بَ] (اِخ) تیره ای از ایل بهارلو از ایلات خمسهء فارس (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 86.
ناصر ترمذی
به عین شباب در دور اکبر پادشاه به » [صِ رِ تَ مَ] (اِخ)ناصرالدین بن خواجه قطب الدین سرخسی به روایت مؤلف روز روشن وی روز ) « هندوستان آمده به رفاقت خان زمان سیستانی صاحب طبل و علم گردید و هنگام بغاوت خان مذکور همراهش به قتل رسید روشن...
ناصر جرفادقانی
ابوالشرف جربادقانی » [صِ رِ جُ] (اِخ) ابن خلیفه بن سعد، مکنی به ابوالشرف از علمای قرن هفتم است حمدالله مستوفی آرد ( تاریخ گزیده ص 804 ) « صاحب ترجمهء تاریخ یمینی عتبی و هو ناصربن خلیفه بن سعد المنشی در اول فتره مغول نماند.
ناصرجنگ
[صِ جَ] (اِخ) احمد (امیر) بن نظام الملک آصف جاه ملقب به نظام الدوله از حکام حیدرآباد دکن است وی در جمادی الَاخره ( 1161 به سلطنت رسید و به سال 1164 کشته شد( 1) شعر می گفت و در شعر گاهی ناصر و گاهی آفتاب تخلص می کرد( 2...
ناصرحسین
[صِ حُ سَ] (اِخ) (سید) جونقوری هندی از دانشمندان و مؤلفان اسلامی هند است، به سال 1313 ه ق درگذشت رجوع به اعیان الشیعه ج 49 ص 108 شود.
ناصرحسین
[صِ حُ سَ] (اِخ) (سید) ابن حامدحسین موسوی، ملقب به شمس العلماء از علمای امامیهء هندوستان است او راست: 1- اثبات ردالشمس 2- تتمیم عتبات الانوار 3- دیون الخطیب 4- دیوان شعر 5- المواعظ 6- نغمات الازهار وی به سال 1284 ه ق ( درگذشت (از ریحانه الادب ج...
ناصرخان
[صِ] (اِخ) (اول) ابن عبدالله، معروف به ناصرخان اول از امراء بلوچستان است وی در حوالی سال 1170 ه ق بر کراچی مستولی ( گشت (از معجم الانساب ص 449.
ناصرخان
[صِ] (اِخ) (دوم) ابن محراب خان، از امرای بلوچستان است وی به سال 1256 ه ق به حکمرانی رسید و به سال 1257 دولت ( انگلستان حکومت او را به رسمیت شناخت و به سال 1271 عامل انگلیس شد (از معجم الانساب ص 449.
ناصرخسرو
و مکنی به « حجت » [صِ رِ / رْ خُ رَ / رُو] (اِخ)(حکیم) ناصربن خسروبن حارث قبادیانی بلخی مروزی، ملقب و متخلص به ابومعین از شاعران قوی طبع و قصیده سرایان گران قدر زبان فارسی است( 1) وی در ماه ذی القعدهء سال 394 ه ق مطابق...
ناصرخسرو اصفهانی
[صِ خُ رَ / رُ وِ اِ فَ] (اِخ) رجوع به ناصرالدین، ناصرخسرو اصفهانی شود.
ناصر خوئی
[صِ رِ خُ] (اِخ) ابن احمدبن بکر، مکنی به ابوالقاسم قاضی ادیب و نحوی و شاعری آذربایجانیست وی به سال 466 ه ق تولد یافت و به سال 507 درگذشت کتاب شرح اللمع ابن جنی را او تصنیف کرد از اشعار اوست: علیک باغباب الزیاره انها تکون اذا دامت...
ناصر درگزینی
[صِ رِ دَ گَ] (اِخ) ابن علی، ملقب به قوام الدین و مکنی به ابوالقاسم اَنس آبادی وزیر سلطان محمودبن سلطان محمد سلجوقی است وی پس از مرگ سلطان محمود برادرش طغرل بن محمد را وزارت کرد و به امر همین سلطان طغرل کشته شد رجوع به تاریخ گزیده ص...
ناصر دهلوی
[صِ رِ دِ لَ] (اِخ) عطاءالله (سید) دهلوی از پارسی گویان هند است مؤلف صبح گلشن این بیت را از او نقل کرده است: از خود آن سرو سهی گلگون قباپوشم بَرَد مصرع موزون و رنگین از سر هوشم بَرَد رجوع به صبح گلشن ص 494 شود.
ناصرسرا
[صِ سَ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حومهء بخش رودسر شهرستان لاهیجان واقع در جلگه ای در 3هزارگزی جنوب رودسر هوایش معتدل و مرطوب و مالاریاخیز است، 574 تن سکنه دارد، اهالی فارسی را به لهجهء گیلکی تکلم می کنند آبش از نهر پل ( رود تأمین می شود، محصولش...
ناصر سگزی
[صِ رِ سَ] (اِخ) رجوع به ناصرالدین عثمان بن تاج الدین شود.
ناصرشاه پوربی
( [صِ هِ] (اِخ) از حکمداران بنگالهء هندوستان است از 831 تا 836 ه ق فرمانروائی کرد (از قاموس الاعلام ج 1.
ناصر شیرازی
[صِ رِ] (اِخ) ملا ابراهیم شیرازی در مدح ائمهء اطهار قصاید بسیاری سروده است( 1) این بیت او راست: بزیر تیغ بیدادش مکن 1) - ناصر کاتب ملا ابراهیم شیرازی شاعر ) ( تغییر رنگ ای دل مبادا بر سر رحم آوری آن بی مروت را (از قاموس الاعلام ج...
ناصر طبیب
( [صِ] (اِخ) تیره ای از ایل طیبی از شعبهء لیراوی، از ایلات کوه گیلویهء فارس (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 89.
ناصرعلی
[صِ عَ] (اِخ) ناصرعلی سرهندی بن رجب علی پنجابی، متخلص به علی متوفی در 1108 ه ق از پارسی گویان هند است و به نقل 1) و در درگاه نظام )« بسیار مستغنیانه می زیست و در اواخر عمر از دکن به شاه جهان آباد آمده فوت شد »...
ناصرعلی
[صِ عَ] (اِخ) رجوع به ناصر اصفهانی شود.
