احمد
[اَ مَ] (اِخ) الدهلوی. رجوع به دهلوی و معجم المطبوعات شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) دیکقوز. او راست: شرحی بر مراح الارواح تألیف احمدبن علی مسعود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) دیلمی مشهور بابن عصیده. رجوع به احمدبن عبیدبن ناصح... و رجوع بروضات الجنات ص55 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ذغله یا دقله. او راست: ایدرولیک یا علم حرکه المیاه و موازاتها (معرّب) چ سنگی بولاق سال 1257 ه . ق. و حساب المثلث. که بفرانسه تریگونومتری نامند. (معرب) چ بولاق بسال 1259 و رضاب الغانیات فی حساب المثلثات (معرب) چ بولاق 1259. (شاید این دو کتاب...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ذوالسیفین. رجوع به احمدبن کنداجیق شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ذوالفضائل. رجوع به احمدبن محمد اخسیکتی... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ذوالفقار. رجوع به ابوالحسن احمد و معجم المطبوعات شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) الذهبی. سومین از شرفای فلالی مراکش. (1139 تا 1141 ه . ق.).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) رازی. رجوع به امین احمد... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) رأس الانصار. رجوع به احمدبن علی بن موسی... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) راضی باللّه. رجوع به احمدبن جعفر راضی باللّه... و راضی باللّه... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) رافع. رجوع به طهطاوی شود. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) رانی مکنی به ابوالفضل بن حسن واعظ دمشقی وی بدمشق فرود آمد و از ابوالحسن صخر الازدی حدیث شنود و ابن السمعانی گوید: ران مدینه ای است در ارمینیه و آن غیر ارّان آذربایجان است. (تاج العروس مادهء رین).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) راوندی. رجوع به ابن راوندی و رجوع بروضات الجنات ص54 شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) رزوق. او راست: قواعدالتصوف. علی وجه یجمع بین الشریعه والحقیقه طبع مصر بسال 1318 ه . ق. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) رسام حموی مکنی به ابوالعباس و ملقب به شهاب الدین. او راست: معادن الجواهر. (مقادیرالجوهر). رجوع به احمدبن ابی بکر حموی.... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) رسمی افندی. یکی از مشاهیر رجال عثمانی است. مولد او در قصبهء رسمو واقع در اقریطش در سال 1133 ه . ق. بود، وفات وی در 1203 ه . ق. او زبان رومی (یونانی عصر) میدانست و مأمور امضای معاهدهء قینارجه شد و هم او را برای...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) رسی. المتوکل. یازدهمین از ائمهء رسی در سعدای یمن از 532 ه . ق. و وفاتش در 556 ه . ق. بوده است.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) رشدی. او راست: السر فی خطأ القضاء. رجوع به محمود ضیف شود. (معجم المطبوعات) .
احمد
[اَ مَ] (اِخ) رشید افندی. رجوع به صَدَفی زاده شود.
