احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر. رجوع به احمدبن عبدالله بن ثابت... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر. رجوع به احمدبن علی... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر. رجوع به احمدبن مجدالدوله شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر. رجوع به احمدبن محمد بن جریر... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر. رجوع به احمدبن محمد بن عمر العتابی... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر. رجوع به احمدبن محمد بن مسعود وبری... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر سامانی. رجوع به احمدبن اسماعیل سامانی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر طالقانی. رجوع به ابونصر احمدبن ابراهیم طالقانی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر، ملقب بقطب الدوله و مشهور باحمد اول ابن علی. از سلاطین ایلک خانیهء ترکستان (از حدود 401 تا 407 ه .ق .). رجوع به قطب الدوله ابونصر احمد اول ابن علی و رجوع به آل افراسیاب شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر کاشی. رجوع به ابونصر احمد کاشی معین الدین شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونصر، نصرالدوله. رجوع به نصرالدوله ابونصر... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابونعیم حافظ اصفهانی. رجوع به ابونعیم احمدبن عبدالله... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوالولید. رجوع به ابوالولید احمدبن ابی الرجا و احمدبن ابی الرجا... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابویعلی. رجوع به احمدبن علی بن مثنی و رجوع به ابویعلی احمد... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابویعلی. رجوع به احمدبن محمد بصری ... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابویعلی سجزی. رجوع به احمدبن حسن بن محمود... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابهری، ملقب بسیف الدین. وی حاشیه ای بر شرح مختصر عبدالرحمن بن احمد ایجی نوشته است.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابیوردی. رجوع به احمد باوردی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) احمد حشاد. او راست: مجموعه بهیه مشتمله علی اربع رسائل سنیه: 1- تنویرالبصائر و دلیل الحائر. 2- الفتح المبین فی الاستغاثه بالاولیاء والصالحین. 3- القول المعتبر فی القضاء و القدر. 4- نقول الساده الثقاه فی ایصال ما یهدی من ثواب القرآن والاذکار للاموات. (مطبعه دارالتقدم 1323 ه...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) احول. رجوع به احمدبن ابی خالد احول شود.
