احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن یوسف المستعین... چهارمینِ امرای هودی سرقسطه (از 478 تا 503 ه .ق .).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن یوسف مقری، معروف به تیفاشی و مکنی به ابوالفضل. او راست: قادمه الجناح فی النکاح. وفات وی به سال 651 ه .ق . بوده است. و رجوع به تیفاشی و احمدبن یوسف بن احمد... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن یوسف، مملوک. او را پنجاه ورقه شعر است. (ابن الندیم).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن یوسف، منجم و مهندس. از منجمین مشهور. او راست: کتاب النسبه و التناسب و شرح الثمره لبطلمیوس فی احکام النجوم. (ابن الندیم) (تاریخ الحکمای قفطی ص78).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن یوسف نیشابوری. محدث است. او از نیشابور بیمن شد و در آنجا حدیث فرا گرفت و در سال 264 ه .ق . درگذشت.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن یونس الحرّانی الاندلسی. او و برادرش عمر بمشرق رحلت کردند و از ثابت بن سنان و ابن وصیف الکحال و امثال آنان علم آموختند. رجوع بتاریخ الحکمای قفطی ص395 س 18 و ص436 س 14 و ص437 س 1 و عیون الانباء ج 1 ص230 و...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن یونس حنفی، مکنی به ابوالعباس و ملقب بشهاب الدین و معروف به ابن الشبلی. یکی از فقهای حنفیه. او راست: کتاب مناسک ابن الشبلی و کتاب فتاوی ابن الشبلی، و این کتاب اخیر را نبسهء او علی بن محمد گرد کرده است و وفات علی بن...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن یونس العلوی. او راست: رجم الشهاب علی بن عبدالوهاب و در لکناو به سال 1297 ه .ق . طبع شده است. (معجم المطبوعات).
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابن یهود [ کذا فی کشف الظنون ] شهاب الدین الدمشقی. او راست: کتاب نظم التسهیل، و مراد از تسهیل تسهیل الفوائد و تکمیل المقاصد نحو شیخ جمال الدین ابوعبدالله محمد بن عبدالله المعروف به ابن مالک طائی است. وفات او بسال 820 ه .ق . بوده...
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابواسحاق. رجوع به احمدبن محمد ثعلبی شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوبدیل. رجوع به احمدبن محمد مکنی به ابوبدیل شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوبشر. رجوع به احمدبن ابراهیم بن معلی... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوالبقاء. رجوع به احمدبن ابی الضیاء... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوبکر. رجوع به ابن لال... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوبکر. رجوع به ابن منجویه شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوبکر. رجوع به ابن وحشیه و رجوع به احمدبن علی... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوبکر. رجوع به ابوبکر ناصح الدین... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوبکر. رجوع به احمدبن آدم... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوبکر. رجوع به احمدبن ابی المجد ابراهیم خالدی ابیوردی ... شود.
احمد
[اَ مَ] (اِخ) ابوبکر. رجوع به احمد حلبی عطار... شود.
