جستجوی واژه در لغت‌نامه دهخدا

جستجوی معنی واژه نشسته: (تعداد کل: 2)

نشسته

[نِ شَ تَ / تِ] (ن مف) جالس (منتهی الارب) قاعد که جلوس کرده است مقابل قائم به معنی برخاسته : ور تو بنشسته ای مکن فرهی ز آن که تو فتنهء نشسته بهیسنائی || بر تخت جلوس کرده به سلطنت و امارت رسیده : ز آن گذشته جهانیان غمگین...

نشسته

[نَ شُ تَ / تِ] (ن مف مرکب)ناشسته ناشور شسته ناشده مقابل شسته : روی ناشسته چو ماهش نگرید چشم بی سرمه سیاهش نگرید || تطهیر ناکرده ناپاک -امثال: نشسته پاک است.
قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از فروشگاه‌های زیر از این پروژه حمایت کنید:

 قافیه‌یاب اندرویدی هم‌صدا

 قافیه‌یاب اندرویدی هم‌صدا

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.