جستجوی واژه در لغتنامه دهخدا
جستجوی معنی واژه نبض: (تعداد کل: 3)
نبض
[نَ] (ع مص) جنبیدن رگ (از منتهی الارب) جنبیدن و زدن رگ (از اقرب الموارد) جستن رگ (زوزنی) (دهار) جنبیدن رگ (آنندراج) نبضان (اقرب الموارد) جنبیدن رگ جاندار که گاهی قوی است و گاهی ضعیف و گاهی آمیخته که طبیب از آن استدلال بر مرض و صحت انسان می کند...
نبض
[نَ بَ / نَ] (ع اِ) جنبش (منتهی الارب) یقال: ما به حبض و لا نبض؛ ای حراک (منتهی الارب) و با حرکت حرف دوم جز در جحد [ = انکار ] استعمال نشده است (از اقرب الموارد ||) رگ متحرک در بدن (از معجم متن اللغه) هر رگ جنبنده...
نبض
[نَ بَ / نَ بِ / نَ] (ع ص) فؤاد نبض؛ دل تیز چست (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) قلب قوی و مردانه (ناظم الاطباء) شهم رواع (اقرب الموارد) نبیض (معجم متن اللغه) شهم زکی (المنجد).
