جستجوی واژه در لغتنامه دهخدا
جستجوی معنی واژه فرقد: (تعداد کل: 6)
فرقد
[فَ قَ] (ع اِ) گاوساله. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || گاوسالهء دشتی. (منتهی الارب). گوسالهء وحشی. (اقرب الموارد). || (اِخ) دو ستاره نزدیک قطب که بدان راه شناسند. (منتهی الارب) (غیاث). و آنها دو ستاره اند و در شعر به صورت مفرد و مثنی هر دو به کار رود چون...
فرقد
[فَ قَ] (اِخ) جایی است در بخارا. (معجم البلدان).
فرقد
[فَ قَ] (اِخ) ابن سلیمان. نام جد سوم ازهربن یحیی است که از معاصران یعقوب لیث بوده و در نزد خوارج حرمتی داشته و آنها را به یاری یعقوب ترغیب کرده است. رجوع به تاریخ سیستان ص204، 269 و 343 شود.
فرقد
[فَ قَ] (اِخ) ابوالربیع. تابعی است. (یادداشت به خط مؤلف).
فرقد
[فَ قَ] (اِخ) ابونصر فرقدبن حجاج. محدث و تابعی است. (از یادداشتهای مؤلف).
فرقد
[فَ قَ] (اِخ) ابویعقوب. رجوع به فرقد سبخی شود.
