جستجوی واژه در لغتنامه دهخدا
جستجوی معنی واژه رمل: (تعداد کل: 4)
رمل
[رَ] (ع مص) ریگ انداختن در طعام (از منتهی الارب) ریگ قرار دادن در طعام (از اقرب الموارد ||) آلودن به خون جامه را (از منتهی الارب) آغشتن جامه را به خون (از اقرب الموارد) (از متن اللغه ||) بافتن یا باریک بافتن بوریا را (از منتهی الارب) باریک کردن...
رمل
[رَ] (ع اِ) نام علمی است پیداکردهء دانیال علیه السلام بدان جهت که جبرئیل علیه السلام بر ریگ نقطه ای چند کرده بود (آنندراج) علمی است پیداکردهء دانیال پیغمبر علیه السلام که جبرئیل علیه السلام آن را نقطه ای چند بنموده و گویند علمی است که در آن از اشکال...
رمل
[رَ مَ] (ع اِ) باران اندک (مهذب الاسماء) (منتهی الارب) اندک از باران (اقرب الموارد) باران خفیف (از متن اللغه ||) فزونی در چیزی (منتهی الارب) زیادتی در چیزی (از اقرب الموارد ||) خطهای پای گاو دشتی مخالف سایر رنگ او (منتهی الارب) خطوطی است در پاهای گاو وحشی مخالف...
رمل
[رَ] (اِخ) عمرانی گوید که نام موضعی است در شعر زهیر، و رمل مسهل نام موضعی دیگر است در شعر ذیل از طفیل الغنوی: املت شهورالصیف بین اقامه دلولًا لها الوادی و رمل مسهل (از معجم البلدان).
