جستجوی واژه در لغت‌نامه دهخدا

جستجوی معنی واژه بیضی: (تعداد کل: 3)

بیضی

[بَ / بِ] (از ع، اِ) رطوبتی است سفید و شفاف مانند سفیدی بیضهء مرغ در میان چشم مابین پردهء عنبیه و عنکبوتیه. (غیاث) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || سپیدی. || صافی. (ناظم الاطباء).

بیضی

[بَ ضی ی] (ع ص نسبی) از بیضه. به شکل بیضه. تخم مرغی. بیضوی.

بیضی

[بَ / بِ] (از ع، اِ)(1) منحنیی (مسدود) واقع در یک صفحه که مجموع فواصل هر نقطهء آن از دو نقطهء ثابت (موسوم به دو کانون بیضی) واقع در آن صفحه مقدار ثابتی باشد. یکی از طرق رسم بیضی اینست که پس از انتخاب دو کانون ریسمانی بلندتر از فاصلهء...
قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از فروشگاه‌های زیر از این پروژه حمایت کنید:

 قافیه‌یاب اندرویدی هم‌صدا

 قافیه‌یاب اندرویدی هم‌صدا

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.