جستجوی واژه در لغتنامه دهخدا
جستجوی معنی واژه خالد: (تعداد کل: 286)
خالد
[لِ] (اِخ) حداء وی بنابر روایت عراک بن مالک از حمادبن سلمه از خالد حداء از خالدبن صلت، نقل می کند که ما نزد عمر بن عبدالعزیز بودیم و در آنجا از مردی نام برده شد که چون بر ادرارگاه می نشیند رو به قبله می کند آنها را این...
خالد
[لِ] (اِخ) حذّا وی خالدبن مهران، مکنی به ابومبارک مولی آل عبدالله بن عامر است( 1) لقب حذّا او را بدین جهت بود که با « احذّ علی هذا الحدیث » : کفشگران می نشست و بنابر قولی حذّا از این جهت او را می گفتند که چون تکلم می...
خالد
در اثبات « فتح الله الکریم » : [لِ] (اِخ) حضرمی خالدبن الحسن الحضرمی الشافعی مرگ وی در 1100 ه ق اتفاق افتاد و او راست ( اینکه بعد از محمد(ص) پیغمبری نیست (از هدیه العارفین ستون 343.
خالد
[لِ] (اِخ) خداش( 1)بن عجلان البصری، مکنی به ابوالهیثم مولی ال مهلب بن ابوصفره مرگ او در سنهء 223 ه ق اتفاق افتاد و او 1) - شاید این شخص همان خالدبن ) ( از هدیه العارفین ستون 343 ) « کتاب الازارقه و حروب المهلب » و « اخبار...
خالد
[لِ] (اِخ) خیوانی بن عَلقَمَه وی شیخ ثوری است (از منتهی الارب).
خالد
[لِ] (اِخ) دمشقی خالدبن یزیدبن عبدالرحمن بن ابی مالک دمشقی محدث وی در سنهء 105 ه ق زاده شد و در 185 ه ق فرمان از هدیه العارفین ستون ) « کتاب الدیات » و « شرح کتاب الملک » « شرح کتاب الرحمه الصغیر » ،« شرح جنات الخلد...
خالد
[لِ] (اِخ) ذهلی بن رقادبن ابراهیم وی از مردم اِسفِس است که دهی است در مرو.
خالد
[لِ] (اِخ) ربعی وی می گوید: در تورات مکتوب است که آسمان بر عمر بن عبدالعزیز چهل روز گریست (از سیرهء عمر بن ( عبدالعزیز ص 45 ) (تاریخ خلفاء سیوطی ص 162.
خالد
[لِ] (اِخ) سدوسی رجوع به خالدبن یحیی و خالدبن معمر سدوسی شود.
خالد
[لِ] (اِخ) سلسکی رجوع به خالدبن ولید سلسکی شود.
خالد
[لِ] (اِخ) شریک وی از امرای قحطبه بن شبیب در تسخیر عراق عرب و انقراض دولت آل مروان بوده است (از حبیب السیر چ 1 1) - محتمل است این همان خالدبن شریک باشد رجوع به خالدبن شریک شود ) (1)( تهران جزء 2 از ج 2 ص 73.
خالد
[لِ] (اِخ) صامه وی یکی از بهترین نوازندگان عود بوده است (بنا بنقل زبیریون) (از جزء 7 عقد الفرید چ محمد سعید العریان ( ص 52.
خالد
[لِ] (اِخ) صفار رجوع به خالدبن یزید صفار شود.
خالد
[لِ] (اِخ) ضیاءالدین خالدبن حسین الشهرزوری عثمانی شافعی نقشبندی، مکنی به ضیاءالدین ابوالبهاء وی از مشایخ متأخر صوفی و مؤسس طریقهء خالدیه از فرق نقشبندیه است اصل او از سلیمانیه بود و از شیخ عبدالله دهلوی اخذ انابت کرد مدتها در دمشق و شام به ارشاد خلق پرداخت تا در...
خالد
[لِ] (اِخ) عرضی حلبی خالدبن سید محمد بن عمر بن عبدالوهاب عرضی حلبی وی حنفی مذهب بود و به سال 1024 ه ق و چند « شرح العقائد » - قاضی عیاض 3 « شرح شفاء » - ابوسعود عمادی 2 « ارشاد العقل السلیم » درگذشت او راست:...
خالد
[لِ] (اِخ) عمری رجوع به ابوالهیثم خالد و خالدبن یزید عمری شود.
خالد
[لِ] (اِخ) غطریف بن عطاء وی والی خراسان در عهد هارون الرشید بود و هارون برای جنگ و مقابلهء حصین خارجی به او نامه حصین خارجی پس از شکستن سپاه سیستان به خراسان رفت و » : نوشت و در ج 6 کامل بن اثیر ص 41 این واقعه چنین...
خالد
[لِ] (اِخ) غنوی رجوع به خالدبن یزید مسلم الغنوی البصری شود.
خالد
[لِ] (اِخ) فیاض وی از شاعران عرب بوده و در حدود 718 م درگذشته است او واقعهء مرگ شبدیز (اسب خسرو پرویز) و مطلع شدن خسرو از این واقعه بوسیلهء باربد را به شعر در آورده است (از کتاب ایران در زمان ساسانیان تألیف کریستن سن ترجمهء ( رشید یاسمی...
خالد
[لِ] (اِخ) قرطبی خالدبن سعید القرطبی الحافظ، مکنی به ابوعبدالسلام وی محدث مالکی مذهب است و مرگش به سال 352 ه ( ق اتفاق افتاد، او راست کتابی در رجال اندلس (از هدیه العارفین ستون 343.
