آتش انگیز
[تَ اَ] (اِ مرکب) فروزینه. ذکوه. ذکیه. (حبیش تفلیسی). || رکو و پنبه و قاو که از چخماق آتش بدان افتد. || (نف مرکب) مجازاً، گویندهء سخنان تند و خشمناک :
آن دل شده زآن فسانه شد تیز
بگشاد دهان آتش انگیز.؟
آن دل شده زآن فسانه شد تیز
بگشاد دهان آتش انگیز.؟
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
