یائی
[ئی ی] (ع ص نسبی) منسوب به یاء حرف آخر حروف هجاء.
- اجوف یائی یا معتل یائی؛ مقابل اجوف واوی. فعلی که عین الفعل آن یاء باشد.
- ناقص یائی؛ فعلی که لام الفعل آن یاء بود چون رمی [ رَ مَ یَ ] . مقابل ناقص واوی.
|| جهانگیری به استناد بیت زیر از منوچهری :
گرچه به هوا برشد چون مرغ همیدون
ورچه به زمین درشد چون مردم یائی.
منوچهری.
یائی را به معنی بیمار آورده است.(1)
(1) - در دیوان منوچهری (چ آقای دبیرسیاقی ص97) مردم مائی است و در حاشیه آمده است: «نظر استاد دهخدا: یائی.»
- اجوف یائی یا معتل یائی؛ مقابل اجوف واوی. فعلی که عین الفعل آن یاء باشد.
- ناقص یائی؛ فعلی که لام الفعل آن یاء بود چون رمی [ رَ مَ یَ ] . مقابل ناقص واوی.
|| جهانگیری به استناد بیت زیر از منوچهری :
گرچه به هوا برشد چون مرغ همیدون
ورچه به زمین درشد چون مردم یائی.
منوچهری.
یائی را به معنی بیمار آورده است.(1)
(1) - در دیوان منوچهری (چ آقای دبیرسیاقی ص97) مردم مائی است و در حاشیه آمده است: «نظر استاد دهخدا: یائی.»
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
