ونگ
[وَ / وِ](1) (اِ صوت) حکایت صوت و آواز سگ بچه، یا مطلق است: ونگش درآمد. (یادداشت مرحوم دهخدا). صدا و آواز و بانگ. داد و فریاد.
- ونگ زدن؛ آوا برآوردن.
- ونگ کردن؛ ونگ زدن. رجوع به مادهء ونگ زدن شود.
- ونگ ونگ؛ آواز سگ به هنگامی که آن را زده اند.
|| گریهء توأم با آوا و ممتد. رجوع به وَنْک (اِ) شود.
(1) - در تداول برخی ولایات به کسر اول است.
- ونگ زدن؛ آوا برآوردن.
- ونگ کردن؛ ونگ زدن. رجوع به مادهء ونگ زدن شود.
- ونگ ونگ؛ آواز سگ به هنگامی که آن را زده اند.
|| گریهء توأم با آوا و ممتد. رجوع به وَنْک (اِ) شود.
(1) - در تداول برخی ولایات به کسر اول است.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
