آبکانه
[نَ / نِ] (ص، اِ) بچهء آدمی یا حیوان که سقط شود. جِهض. جهیض. مجهض. ملیص. زلیق. ملیط. مُملص. آفکانه. افکانه. فکانه. آپکانه. بچهء از بار رفته.
- آبکانه کردن؛ سقط کردن.
- آبکانه کردن؛ سقط کردن.
ایجاد فرم پرداخت کاربردی با پشتیبانی از چندین درگاه بانکی؛ مناسب برای کسبوکارهای خدماتی و فروش اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
