ولیه
[وَ لی یَ] (ع ص، اِ) مؤنث ولی. (اقرب الموارد). رجوع به ولی (از ع، ص، اِ) شود. || پشم آگند یا آنچه زیر پشماگند گسترند. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). برذعه. (اقرب الموارد). پالان خر و اسب. (غیاث اللغات از شرح نصاب). || توشه ای که زن جهت مهمانی فرودآینده مهیا کند. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج، ولایا. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، وَلیّات. (از اقرب الموارد). || نزدیک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): دار ولیه؛ سرای نزدیک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || به استعاره بر سفینه و کشتی اطلاق گردد. (اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
