ول دادن
[وِ دَ] (مص مرکب) رها کردن. آزاد کردن. آزاد گذاشتن.
- ول دادن صدا؛ در تداول، آواز خواندن. سر دادن صدا. دادوبیداد کردن. آواز برآوردن. (فرهنگ لغات عامیانهء جمال زاده).
- ولش دادن؛ در تداول، ول دادن. (لغات عامیانهء جمال زاده). رجوع به ول دادن شود.
|| آزاد کردن کسی از زندان.
- ول دادن صدا؛ در تداول، آواز خواندن. سر دادن صدا. دادوبیداد کردن. آواز برآوردن. (فرهنگ لغات عامیانهء جمال زاده).
- ولش دادن؛ در تداول، ول دادن. (لغات عامیانهء جمال زاده). رجوع به ول دادن شود.
|| آزاد کردن کسی از زندان.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
