وکیع
[وَ] (ع ص) مشک استوار که از وی آب نزهد. (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || اسب استوار که خوی نکند. (منتهی الارب) (آنندراج): فرس وکیع؛ اسبی سخت. (مهذب الاسماء). || پوستین درشت و سخت. (منتهی الارب) (آنندراج). || دل استوار یا دلی که آن را دو چشم بینا و دو گوش شنوا باشد. || لئیم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج): فلان وکیع لکیع؛ او لئیم و ناکس است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || گوسفند که دیگر گوسفندان پیرو آن باشند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
