وکف
[وَ] (ع مص) چکیدن سقف خانه و جز آن از باران یعنی دروه(1) کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). || اندک اندک چکیدن و جاری شدن. (از اقرب الموارد). || جاری ساختن چشم اشک را و ابر باران را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (اِ) گستردنی ادیم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).
(1) - دروه به معنی چکه باشد. (حاشیهء منتهی الارب).
(1) - دروه به معنی چکه باشد. (حاشیهء منتهی الارب).
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
