وقله
[وَ لَ] (ع اِ) خستهء مقل. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). ج، وقول. (منتهی الارب) (آنندراج). وقل، یکی. (اقرب الموارد). رجوع به وقل شود.
- رجل وقله الرأس؛ یعنی مردی دارای سری بسیار کوچک. (اقرب الموارد).
- رجل وقله الرأس؛ یعنی مردی دارای سری بسیار کوچک. (اقرب الموارد).
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
