وعید
[وَ] (ع اِ) وعدهء بد. مقابل وعده که نوید و مژده و وعدهء خوب است. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) :
ز توحید و قرآن و وعد و وعید
ز تأیید و از رسمهای جدید.فردوسی.
این همه آمد شد و وعد و وعید
ازبرای امتحان خواهد بُدَن.عطار.
چو عاصی ترش کرده روی از وعید
چو ابروی زندانیان روز عید.سعدی.
|| هدیر شتر نر چون آهنگ جَستن نماید. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).
ز توحید و قرآن و وعد و وعید
ز تأیید و از رسمهای جدید.فردوسی.
این همه آمد شد و وعد و وعید
ازبرای امتحان خواهد بُدَن.عطار.
چو عاصی ترش کرده روی از وعید
چو ابروی زندانیان روز عید.سعدی.
|| هدیر شتر نر چون آهنگ جَستن نماید. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
