وعظ کردن
[وَ کَ دَ] (مص مرکب)موعظه کردن. (ناظم الاطباء). پند دادن. اندرز دادن :
عالم شهر گو مرا وعظ مکن که نشنوم
پیر محله گو مرا توبه مده که بشکنم.سعدی.
|| بیان کردن روایات و احکام شرعی بالای منبر.
عالم شهر گو مرا وعظ مکن که نشنوم
پیر محله گو مرا توبه مده که بشکنم.سعدی.
|| بیان کردن روایات و احکام شرعی بالای منبر.
ایجاد فرم پرداخت کاربردی با پشتیبانی از چندین درگاه بانکی؛ مناسب برای کسبوکارهای خدماتی و فروش اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
