وظف
[وَ] (ع مص) کوتاه کردن پای بند را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بر وظیف زدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). رجوع به وظیف شود. || پیرو کسی شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || چیزی را بر خود الزام کردن. (اقرب الموارد).
ایجاد فرم پرداخت کاربردی با پشتیبانی از چندین درگاه بانکی؛ مناسب برای کسبوکارهای خدماتی و فروش اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
