وطش
[وَ] (ع مص) زدن. || دفع کردن. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): وطش عن فلان؛ دفعه عنه. (اقرب الموارد). || بیان نمودن یک جزء از کار را. (ناظم الاطباء): وطش الحدیث و الخبر؛ بیّن طرفاً منه. (اقرب الموارد). || آشکار نکردن سخن را و به طور اغلاق و اشکال سخن راندن. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
