وحره
[وَ حَ رَ] (ع مص) کینه داشتن در دل. || (اِ) جانورکی است چون کریسه یا کرمی است سرخ بر زمین چفسیده بر هر چیز که بگذرد زهرناک سازد آن را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) جنبنده ای است چون کرباسک. (مهذب الاسماء). ج، وَحَر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (ص) شتر کوتاه بالا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
