وجاء
[وِ] (ع مص) رگهای خایهء گشن بکوفتن. (تاج المصادر بیهقی). اخته کردن تکه را به کوفتن خایهء وی میان دو سنگ یا بریزه کردن خایهء وی با سنگ چندانکه پراکنده گردد. (ناظم الاطباء). نوعی از خصی کردن و در حدیث است: علیکم بالباءه فمن لم یستطع فعلیه بالصوم فانه له وجاء. (منتهی الارب). || (اِمص) اسم است زدن به دست یا به کارد را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِ) جامه دان. پشتوارهء جامه. (منتهی الارب). جامه دان و پشتوارهء جامه. (ناظم الاطباء). ج، اوجیه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || واحد اوجیه به معنی عکوم صغار. (المنجد) (اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
