واگردان
[گَ] (ن مف مرکب، اِ مرکب)پوشاک عوضی. ملبوسی که بجای آنچه در تن دارند پوشند. (ناظم الاطباء). کن و واکن. جامه ای به ذخیره که جامهء پوشیده را بدل باشد. جامه ای جز آن که بر تن دارند که چون این شوخ گیرد آن دیگری را پوشند. جامهء نهاده برای بدل کردن جامه ای که در تن دارند. (یادداشت مؤلف). واشور. واشو.
-امثال: یک پیرهن دارد که واگردانش آفتاب است؛ یعنی جامه اش منحصر به همین یک پیراهن است و پیرهنی جز آنچه پوشیده و هم اکنون بر تن دارد ندارد.
|| در تداول تصنیف سازان و خوانندگان، ترجیع. آن قسمت از آهنگ یا تصنیف که پس از هر بندی تکرار شود به وسیلهء خواننده یا به وسیلهء جماعتی از اعضای ارکستر و نوازندگان.
-امثال: یک پیرهن دارد که واگردانش آفتاب است؛ یعنی جامه اش منحصر به همین یک پیراهن است و پیرهنی جز آنچه پوشیده و هم اکنون بر تن دارد ندارد.
|| در تداول تصنیف سازان و خوانندگان، ترجیع. آن قسمت از آهنگ یا تصنیف که پس از هر بندی تکرار شود به وسیلهء خواننده یا به وسیلهء جماعتی از اعضای ارکستر و نوازندگان.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
